تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
( 1 )

فلس و نگهبانان آن :

« فلس » نام يكى ديگر از معابدى بود كه مخصوص بقبيله طىّ و مجاورين آنان يعنى « سلمى » و « أجأ » بود . و چنانچه برخى گفته‌اند : رسول خدا صلى اللّه عليه و آله على بن ابى طالب عليه السلام را فرستاده آن را ويران كرد ، و در آنجا دو شمشير يافت كه نام يكى از آنها رسوب و ديگرى مخذم بود پس آن دو را بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آورد و آن حضرت هر دو را به دو بخشيد .

رئام :

قبائل حمير و مردم يمن نيز معبدى بنام « رئام » در شهر صنعاء داشتند كه ما شرح آن را پيش از اين بيان كرديم [ ( 1 ) ]

رضاء و خدام آن :

قبيلهء بنى ربيعة نيز جائى را بنام رضاء عبادتگاه خويش قرار داده بودند ، و هنگامى كه پس از ظهور اسلام آن را ويران كردند مستوغر بن ربيعه در اين باره گفت :
و لقد شددت على رضاء شدة * فتركتها قفرا بقاع اسحما
و اين مستوغر يكى از معمرين عالم است ، كه سيصد و سى سال در اين جهان زندگى كرد ، و در ميان طائفه مضر كسى نيامد كه از او عمرش زيادتر باشد و هم او است كه گويد :
و لقد سئمت من الحياة و طولها * و عمرت من عدد السنين مئينا مائة حدتها بعدها مأتان لى * و ازددت من عدد الشهور سنينا هل ما بقى الا كما قد فاتنا * يوم يمرّ و ليلة تحدونا [ ( 2 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] بصفحهء 18 مراجعه شود . [ ( 2 ) ] يعنى براستى من كه از زندگى و ادامهء آن خسته شدم ، و صدها سال است كه در اين دنيا عمر كرده‌ام ، صد سال اوليه گذشت و دويست سال ديگر نيز بدنبال آن آمد ، و پس از آن نيز سالها است كه زنده‌ام ، آيا آنچه از عمر من مانده چيزى غير از همانى است كه گذشته ! روز و شبى است كه پشت سر هم ميآيند و ميروند و ما را ( بسوى مرگ ) سوق ميدهند .