تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
( 1 ) رها ميكردند ، و به همان نحو كه با مادرش رفتار ميكردند با او نيز رفتار ميشد ، يعنى نه سوارش ميشدند و نه مو و كركش را ميچيدند و نه از شيرش ميآشاميدند . و وصيلة بگوسفندى مىگفتند كه در پنج شكم متوالى ده بچهء ماده بزايد ، يعنى هر بار دو برهء ماده دو قلو بزايد و ميان آنها برهء نرى فاصله نشود ، كه آن را وصيلة ميناميدند ، و اگر پس از آن برهء ميزائيد استفاده از گوشت آن بره مخصوص افراد ذكور بود و زنان و دختران حق استفادهء از آن را نداشتند ، مگر اينكه در اين ميان يكى از آن ده برهء مادهء قبلى بميرد كه در اين صورت همگان در استفادهء از گوشت آن شريك بودند . و ابن هشام گويد : برخى در اينجا گفته‌اند : آنچه پس از اين ميزائيد مخصوص بفرزندان ذكورشان بود و دختران را در آن سهمى نبود . و حامى : بشتر نرى ميگفتند كه ده بچه ماده پشت سر هم پيدا كند كه سوار شدن آن را نيز بر خود حرام ميدانستند و از كركش نيز استفاده نمينمودند و آن را در ميان شتران رها ميكردند تا فقط در مواقع لزوم او را روى شتران ماده بكشند ، و هيچگونه انتفاع ديگرى از آن حيوان نمىبردند ، اين بود معنائى كه ابن اسحاق براى بحيرة و غيره كرده است . ولى ابن هشام گويد : آنچه ابن اسحاق در معناى اين لغات گفته است جز حامى ما بقى درست نبوده ، و موافق با نظر اعراب نيست ، زيرا بحيرة نزد ايشان بشترى ميگفتند كه براى خدايان خود اختصاص داده و بدين منظور گوشش را مىشكافتند و سوار آن نمىشدند و از كرك آن استفاده نمىكردند ، و شيرش را نمىدوشيدند مگر براى ميهمان و در غير اين صورت اگر ميدوختند صدقه ميدادند و خود از آن نمىخوردند . و سائبة بدان شترى مىگفتند كه اشخاص نذر مىكردند چنانچه از بيمارى بهبودى يابند يا اگر مطلوبى كه داشتند حاصل گردد آن را رها كنند ، و هيچگونه انتفاعى از آن نبرند .