تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
( 1 ) و وصيلة آن دامى را ميگفتند كه مادرش در يك شكم دو بچه نر و ماده بزايد كه در اين صورت هر دوى آنها را بر خود حرام ميدانستند و از هيچكدام انتفاع نمى - بردند ، چون رسمشان اين بود كه اگر بچهء ماده ميزائيد آن را براى خدايان قرار ميدادند ، و اگر نر بود براى خود ميگذاردند ، و چون در يك شكم دو بچهء نر و ماده ميزائيد مىگفتند : اين بچهء ماده ببرادرش وصل شده پس آن را نيز بايد مانند خواهر رها كرد ، و از اين رو از آن بچه نر نيز استفاده نمىكردند . و اين بود رويهمرفته آنچه ابن هشام از يونس بن حبيب نحوى و ديگران در اينجا نقل كرده است . و چون خداى تعالى پيامبر گراميش محمّد صلى اللّه عليه و آله را مبعوث كرد آيات ذيل را بر آن حضرت نازل فرمود : 1 -
« ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَ لا سائِبَةٍ وَ لا وَصِيلَةٍ وَ لا حامٍ ، وَ لكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ »
[ ( 1 ) ] 2 -
« وَ قالُوا ما فِي بُطُونِ هذِهِ الْأَنْعامِ خالِصَةٌ لِذُكُورِنا وَ مُحَرَّمٌ عَلى أَزْواجِنا وَ إِنْ يَكُنْ مَيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكاءُ - سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ »
[ ( 2 ) ] 3 -
« قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَراماً وَ حَلالًا ، قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ »
[ ( 3 ) ] 4 -
« ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ مِنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ وَ مِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ
هامش
[ ( 1 ) ] يعنى قرار نداده است خدا بحيرة و نه سائبة و نه وصيلة و نه حامى را ، و لكن آنان كه كفر ورزيدند بر خدا دروغ مىبندند و بيشترشان تعقل نمىكنند ( سورهء مائده آيه 103 ) [ ( 2 ) ] و گفتند آنچه در شكمهاى اين دامها است مخصوص مردان ما است و حرام است بز زنان ما و اگر مردارى باشد آنان در آن شريكند ، به زودى كيفرشان دهد اين وصفى كه كردند ، همانا خداوند حكيم و دانا است ( سوره انعام آيه 139 ) . [ ( 3 ) ] بگو آيا ديديد آنچه را خدا از روزى براى شما فرستاد پس قرار داديد از آن حرامى و حلالى ، بگو آيا خدا بشما اجازه داده است پا شما بر خدا دروغ مىبنديد . ( سورهء يونس آيهء 59 ) .
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 62 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى