( 1 ) نشستند ، پس آتش از جايگاه خود به طرف مردم يمن بيرون آمد ، آنان كه آتش را روبروى خود ديدند واپس كشيده بترسيدند ، ولى مردم ديگرى كه در آنجا حاضر و نگران بودند آنان را دلدارى داده دستور بصبر و پايدارى دادند ، آنان نيز در برابر آتش پايدارى كرده تا اينكه آتش آنان را فرا گرفت و تمامى بتها و چيزهاى ديگرى كه همراه آورده بودند با خودشان همگى را در كام خود فرو برده بسوزاند ، و آن دو تن عالم يهودى با كتابهاى آسمانى خود كه به گردن آويخته بودند عرقريزان از آن مكان خارج شدند ، و اين جريان سبب شد كه قبيلهء حمير دين تبع را بپذيرند ، و ريشهء يهود نيز در يمن از اينجا پيدا شد .
ابن اسحاق گويد : در نقل ديگرى اينطور گفتهاند : كه آن دو مرد يهودى با مردمى كه از قبيله حمير بيرون آمده بودند قرار گذاردند كه بسوى آتش بروند تا آن را باز گردانند و گفتند : هر كس بتواند آتش را بجاى خود باز گرداند سخن او حق است ، پس دسته از قبيله حمير با بتهائى كه همراه آورده بودند نزديك آتش شدند كه آن را بازگردانند ، و چون ديدند آتش زبانه كشيده مىخواهد آنان را در كام خود فرو برد خود را عقب كشيده نتوانستند آن را باز گردانند ، آن دو مرد عالم يهودى نزديك آتش رفته شروع به خواندن توراة كردند ديدند آتش عقب رفت آن دو نيز جلو رفتند تا جائى كه آتش بجايگاه خود بازگشت ، قبيلهء حمير كه چنان ديدند دين تبع را پذيرفتند ، و اللّه اعلم .
جريان خانه رئام و خرابى آن . . .
ابن اسحاق گويد : در يمن خانهء بود بنام رئام كه مردم در زمانى كه بتپرست بودند آنجا را محترم دانسته و بزرگ ميشمردند ، و در آنجا قربانى ميكردند و از آنجا صدائى بيرون ميآمد كه با مردم سخن ميگفت آن دو مرد عالم يهودى به تبع گفتند : حتما اين صدا از شيطان است و او است كه مردم را بدين وسيله بگمراهى كشانده بما اجازه ده تا آنچه دانيم نسبت بدين خانه انجام دهيم ، تبع گفت : خود دانيد هر چه خواهيد انجام دهيد ، و بنا بگفتهء مردم يمن آن دو نفر از