( 1 ) آنجا با رفتارى كه انجام ميدهند مانع زيارت ما از آن خانه ميگردند ، چه آنكه اينان به تنهائى در اطراف آن نصب كرده ، و خونهائى بعنوان قربانى در كنار آن خانه ميريزند و خود آنان مشرك و نجس هستند .
و امثال اين سخنان را گفتند كه تبع دانست اينان راست ميگويند و جز خير انديشى منظورى ندارند . پس دستور داد آن چند نفر مرد هذلى را حاضر كنند و دست و پايشان را قطع كنند ، سپس بيامد تا وارد مكه شد و خانهء كعبه را طواف كرده ، و قربانى نمود و سر را تراشيد و چنان كه گويد : شش روز در شهر مكه بماند و هر روزه گوسفند و شتر ميكشت و اهل مكه را اطعام مينمود ، و عسل بدانها ميداد .
تا اينكه در خواب ديد بر خانهء كعبه جامه پوشانده است ، همين كه بيدار شد دستور داد از ليف خرما خانه كعبه را پوشاندند .
دوباره در خواب ديد كه با پارچه بهترى خانه را پوشانده است ، پس از اين خواب دستور داد مجددا آن را با پارچه معافرى ( كه يك نوع پارچهاى بوده كه در يمن مىبافتهاند ) پوشاندند .
بار سوم در خواب ديد كه با پارچه بهتر از آن نيز خانه را پوشانده ، پس دستور داد با پارچه « ملا » و « وصائل » ( كه هر دو از بهترين پارچههاى بافت يمن در آن زمان بوده است ) خانه را پوشاندند .
و چنانچه گويند : او نخستين كسى است كه خانه كعبه را جامه پوشانده است و بهر حال پس از اين كار سفارش آن خانه را بواليان خود كه از قبيلهء جرهم بودند كرده به آنها دستور داد آنجا را تطهير نمايند ، خون و مردار و كهنهء آلوده به خون حيض و زنان حائض بدان نزديك نشوند ، و براى آن خانه در و كليدى ساخت و سبيعة دختر أحبّ بن زبينة . . . كه در نزد عبد مناف بن كعب . . . [ ( 1 ) ] بود
هامش
[ ( 1 ) ] ابن هشام نسب سبيعة را تا قيس بن عيلان ، و نسب عبد مناف را تا نضر بن كنانة در اينجا نقل كرده هر كه خواهد به جلد اول سيرة صفحهء 25 مراجعه كند .