( 1 ) ميان آن خانه سگ سياهى را بيرون آورده كشتند ، و سپس آنجا را خراب كردند و چنانچه گويند بقاياى آن خانه كه آثار خون قربانى در آن ديده شده هم اكنون موجود است .
سلطنت حسان فرزند تبع در يمن و كشته شدن او بدست برادرش عمرو
پس از تبع فرزندش حسان بسلطنت رسيد ، و مردم يمن را همراه خود برداشته بسوى حجاز و ايران حركت كرد ، و هم چنان بيامد تا بسرزمين عراق يا بگفتهء برخى ببحرين رسيد ، و در آنجا قبيلهء حمير و ساير قبائل از رفتن خسته شده قصد مراجعت به شهر و ديار خويش كردند ، و در اين باره با برادر حسان كه نامش عمرو و همراه لشگر حسان بود مذاكره كردند و به او پيشنهاد دادند كه برادرت حسان را بكش تا ما سر بفرمان تو در آورده تو را سلطنت دهيم و تو ما را بشهرهاى خويش باز گردان ! عمرو اين پيشنهاد را پذيرفت و آنها نيز بر اين مطلب همدست شده تصميم بر اين كار گرفتند ، تنها مردى بنام ذو رعين حميرى با اين كار مخالفت كرده عمرو را از آن عمل بر حذر داشت ولى او نپذيرفت ، ذو رعين كه چنان ديد دو شعر دربارهء مخالفت خود و عذرى كه بدرگاه پروردگار دارد گفت [ ( 1 ) ] و آن را در رقعهاى نوشته مهر كرد و بنزد عمرو آمده از او خواهش كرد آن را برسم امانت نزد خود نگهدارد عمرو پذيرفت ، و پس از آن حسان را كشت و قبائل مزبور را برداشته بيمن بازگشت .
پشيمان شدن عمرو از كشتن برادرش حسان و هلاكت او :
ابن اسحاق گويد : چون عمرو بكشور يمن بازگشت به مرض بىخوابى دچار شد و چون اين بيمارى او را بستوه آورده و بى طاقت كرد از اطباء و منجمان و كاهنان
هامش
[ ( 1 ) ] براى اطلاع از متن آن بصفحهء 28 سيرة مراجعه شود .