( 1 ) به فرزند خود كه خالد نام داشت دربارهء احترام و تعظيم خانهء كعبه سخنانى به صورت شعر گفته است كه در اين اشعار از تبع و فروتنى او و كردارى كه نسبت بخانهء كعبه انجام داد نام مىبرد [ ( 1 ) ] .
آمدن تبع بيمن و خواندن مردم را بدين يهود . . .
تبع پس از انجام اين كار با لشگريان خود و آن دو تن دانشمند يهودى كه همراهش بودند بسوى يمن رهسپار گرديد و هم چنان بيامد تا وارد يمن شد و چون بدانجا در آمد مردم را بدين يهود كه خود بدان در آمده بود دعوت كرد آنان نپذيرفتند تا بالاخره قرار شد بوسيلهء آن آتشى كه براى اثبات حقانيت معمول بود در يمن مىافروختند هر يك از طرفين حقانيت مذهب خويش را روشن سازند .
و چنانچه ابن اسحاق نقل كرده : همين كه تبع خواست وارد مملكت يمن شود قبيلهء حمير از ورود او بيمن جلوگيرى كرده و به دو گفتند : چون از دين و آئين ما بيرون رفتهاى نبايد بدينجا وارد شوى ! تبع بديشان پيشنهاد كرد به همان دينى كه او پذيرفته است درآيند ، و بدانها گفت : اين دين بهتر از دين شما است ! مردم گفتند : براى اثبات اينكه كدام دين بهتر است محاكمه بنزد آتش مىبريم ! تبع اين پيشنهاد را پذيرفت .
و بنا بگفتهء اهل يمن جريان آتش چنان بود كه در آن مملكت آتشى بود و هر گاه مردم آن سرزمين دربارهء مطلبى اختلاف ميكردند بدان آتش پناه مىبردند ، و آتش مزبور هر كس ظلم كرده و ستم روا داشته بود در كام خود فرو مىبرد ، و بمظلوم و ستمديده زيانى نميرسانيد .
پس مردم يمن بتهاى خويش و ساير چيزهائى كه در نظرشان مقدس بود برداشته و بجايگاه آتش رفتند ، آن دو تن مرد دانشمند يهودى نيز كتاب آسمانى خويش را به گردن آويخته بيامدند تا در جائى كه آتش از آنجا بيرون مىآمد
هامش
[ ( 1 ) ] براى اطلاع از متن اشعار بصفحهء 25 - 26 - سيره مراجعه شود .