( 1 ) آن دو دانشمند يهود را پذيرفت و بدين آن دو در آمد [ ( 1 ) ] .
و دربارهء همين جنگ خالد بن عبد العزى كه يكى از شعراى انصار مدينه است اشعارى سروده و در آن اشعار بوجود عمرو بن طلة افتخار مىكند [ ( 2 ) ] .
و اين تيره از انصار ( كه عمرو بن طلة از آنها است ) معتقدند كه تبع به يهوديانى كه در مدينه بودند خشمگين بود و در صدد بود آنان را نابود كند و اينان ( يعنى انصار ) او را از اين كار بازداشته و منصرف كردند ، و اشعارى نيز در اين باره از آنان نقل كنند كه از يكى از آن اشعار اين مطلب استفاده شده ولى ابن هشام گويد :
شعر مزبور ساختگى است و از اين رو بقيه را نقل نميكند .
پذيرفتن تبع دين يهود را و هديه كردن پرده براى خانه كعبه و احترامى كه نسبت بدانجا مبذول داشت
ابن اسحاق گويد : تبع و قوم او مردمانى بتپرست بودند ، و پس از اينكه از ويران كردن شهر مدينه ( به ترتيبى كه گفته شد ) انصراف حاصل نمود بسوى شهر مكه كه سر راهش بيمن بود متوجه شده و هم چنان بيامد تا بما بين قريه « أمج » و « عسفان » رسيد [ ( 3 ) ] .
هامش
[ ( 1 ) ] و در برخى از تواريخ است كه چون تبع سخن آن دو عالم يهود را شنيد به پيغمبر اسلام ايمان آورده و اشعارى نيز در اين باره گفت كه از آن جمله اين دو شعر است :شهدت على احمد انه * رسول من اللّه بارى النسم
فلو مد عمرى الى عمره * لكنت و زيرا له و ابن عميعنى گواهى دهم كه احمد از جانب آن خدائى كه آفرينندهء جنبندگان است پيامبر و فرستاده است ، و اگر عمر من تا زمان او طول كشد هر آينه وزير و عموزادهء او خواهم بود ( يعنى مانند وزير و عمو زاده او را يارى خواهم كرد ) .
[ ( 2 ) ] براى اطلاع از متن عربى اشعار مزبور بصفحه 22 - 23 سيره مراجعه شود .
[ ( 3 ) ] « أمج » قريهايست در سمت مدينه ، و « عسفان » قريهايست در سى و شش ميلى مكه ، و برخى گويند ما بين جحفه و مكه است .