تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
( 1 ) از دور تو پراكنده ساخت ؟ گفت : او عاص بن وائل سهمى بود . و از عمر نقل شده كه گفت : شبى كه من مسلمان شدم با خود فكر كردم چه كسى از اهل مكه عداوت و دشمنيش نسبت برسول خدا صلى اللّه عليه و آله بيش از ديگران است تا من بنزد او بروم و خبر مسلمان شدن خود را به او بدهم ، يادم افتاد كه ابو جهل از همه كس در دشمنى با رسول خدا صلى اللّه عليه و آله سخت‌تر است - و عمر پسر خواهر ابو جهل بود چون مادرش حنتمه دختر هشام بن مغيرة است - گويد : چون صبح شد بدر خانهء ابو جهل آمدم و در زدم ، ابو جهل بيرون آمده گفت : خوش آمدى اى خواهر زاده براى چه بدينجا آمده‌اى ؟ گفتم : آمده‌ام تا به تو اطلاع دهم كه من به خدا و پيامبرش محمّد ايمان آورده و مسلمان شده‌ام ! ابو جهل در را به روى من بست و گفت : خدا رويت را با آنچه آورده‌اى زشت گرداند !

تعهد نامهء قريش بر عليه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله

چند سال از بعثت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله گذشت كم‌كم قريش متوجه شدند گروه زيادى مانند حمزة بن عبد المطلب و عمر بن خطاب و غيره بدين پيغمبر اسلام درآمده و گروهى نيز بحبشه رفته ، و در پناه پادشاه حبشه در كمال آسايش و امنيت بسر مىبرند و از پشتيبانى كامل او برخوردار شده‌اند و در ميان قبائل عرب نيز كم و بيش اسلام پيروانى پيدا كرده است . براى جلوگيرى از ادامهء كار و تبليغات پيغمبر اسلام انجمن كردند ، و قرار شد تعهد نامهء بنويسند و همگى امضاء كنند كه از آن پس معامله و داد و ستد را به كلى با بنى هاشم و فرزندان مطلب قطع كنند ، به آنان زن ندهند ، و از آنان زن نگيرند چيزى به آنان نفروشند ، و چيزى از آنان نخرند ، و اين تعهد نامه را در ميان خانهء كعبه بياويزند تا بيشتر پاى بند عمل به آن باشند . اين تصميم عملى شد و تعهد نامه را نوشته و امضاء كردند و در خانهء كعبه آويزان كردند .
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 220 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى