( 1 ) مقابل رسول خدا صلى اللّه عليه و آله رسيد خداى تعالى ميان او و آن حضرت حجابى قرار داد كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را نديد از اين رو پيش ابو بكر آمده گفت : رفيقت كجاست ؟ شنيدهام مرا هجو كرده به خدا اگر او را ببينم همين سنگ را بر دهانش زنم ، او نميداند كه به خدا سوگند من نيز شاعر هستم ، سپس گفت :
مذمّما عصينا * و أمره أبينا
و دينه قلينا
( يعنى مذمّم را كه مقصود رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بود - نافرمانى كنيم ، و از پذيرفتن دستوراتش سرباز زنيم و دينش را دشمن داريم ) . و چون بازگشت ابو بكر برسول خدا صلى اللّه عليه و آله عرض كرد : اى رسول خدا چگونه او شما را نديد ؟ فرمود : خداوند ديد چشمش را از من گرفت ( و ميان من و او حجابى قرار داد ) .
دربارهء امية بن خلف :
امية بن خلف . . . از دشمنان سرسخت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بود كه هر گاه آن حضرت را ديدار ميكرد نكوهش و هرزگى و عيبجوئى ميكرد ، خداى تعالى در بارهاش آيات ذيل را نازل فرمود :
« واى بر هر نكوهشگر عيبجوئى ، آن كسى كه مالى جمع كرده و هميشه سرگرم شمارهء آن است ، پندارد كه مال و ثروتش عمر جاودانى به او خواهد بخشيد ، نه چنين است بلكه محققا به آتش سوزان دوزخ درافتد ، و چگونه تصور سختى آن آتش را خواهى كرد ؟ آتشى كه ( خشم ) خداى آن را افروخته ، شرارهاش بر دلها شعلهور است ، و از هر سو ايشان را احاطه كرده ، و مانند ستونهاى بلند زبانه كشيده » [ ( 1 ) ] .
دربارهء عاص بن وائل :
خباب بن ارت كه يكى از مسلمانان و نزديكان رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بود شغل آهنگرى داشت و در شهر مكة بساختن شمشير ( و غيره ) روزگار خويش بسر ميبرد ، عاص بن وائل - ( يكى از سرشناسان قريش و پدر عمرو بن عاص ) -
هامش
[ ( 1 ) ] سورهء همزة .