( 1 ) آرايشى براى آن تا بيازمائيم ايشان را كه كداميك در كردار نيكوترند » يعنى كداميك دستور مرا بهتر پيروى كنند و باطاعت من بهتر عمل كنند « و همانا گردانيدهايم آنچه را ( روى زمين است ) بيابانى خشكزار » و فانى و زوالپذير « و همانا بازگشت بسوى من است و هر كس را مطابق كردارش پاداش مىبخشم ، پس تو را محزون نسازد آنچه ميشنوى و مىبينى و بر آن افسوس مخور » [ ( 1 ) ] .
و پس از اين آيات بداستان اصحاب كهف و پرسشى كه كرده بودند شروع كرده فرمايد : « آيا پنداشتى كه اصحاب كهف و رقيم از آيتهاى ما شگفت بودند » يعنى حجتهائى كه بر مردم در آيات خود قرار دادم شگفتتر از اين است « هنگامى كه پناه بردند آن جوانان بغار پس گفتند پروردگارا از نزد خويش بما رحمتى بده و در كار ما برايمان هدايتى آماده فرما ، پس زديم بر گوشهاى آنان در غار ( يعنى خوابانيديم ايشان را ) ساليانى بشمار ، سپس برانگيختمشان تا بدانيم كدام از دو گروه شمارندهترند در آن مدتى كه درنگ كردند ، ما داستان ايشان را به حق بر تو ميخوانيم همانا بودند جوانانى كه ايمان آوردند بپروردگار خويش و بيفزوديم بر ايشان هدايت را ، و محكم كرديم دلهاى ايشان را كه ( در برابر پادشاه جبار خود ) برخاستند و گفتند پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمين است و ما خدائى را جز او نخوانيم و اگر خداى ديگرى را بخوانيم گفتار بيهودهاى گفتهايم » يعنى آنان مانند شما كه از روى نادانى شرك ورزيدند مشرك نشدند « اين مردم شهر ما » مردمانى هستند كه جز خداوند خدايانى براى خود گرفتهاند بىآنكه حجتى آشكار داشته باشند ، پس كيست ستمكارتر از آنكه بر خدا دروغ بندد ، پس ( يكى از آنان به ديگران گفت ) اكنون كه كنار گرفتيد از ايشان و آنچه ميپرستيدند پس پناه بريد بغار تا بگستراند خداوند براى شما از رحمت خود و آماده كند براى شما از كارتان آسايشى را ، و مىبينى خورشيد را كه چون سرزند كج شود از غار ايشان بسوى راست و گاهيكه فرو رود ميبردشان بسوى
هامش
[ ( 1 ) ] در اينجا ابن هشام در برخى لغات آيه تفسيرى دارد كه هر كه خواهد بصفحهء 302 - 303 سيرة مراجعه كند .