( 1 ) او را دربارهء حزنى كه نسبت بسخنان مشركين پيدا كرده بود عتاب فرموده و داستان اصحاب كهف و ذو القرنين ( كه پرسش دوم آنها بود ) و مسئله روح را برايش بيان فرمود .
و هنگامى كه جبرئيل بر آن حضرت نازل گشت حضرت فرمود : اى جبرئيل آنقدر خود را از من پنهان كردى كه من بد گمان شدم ؟ جبرئيل گفت : « و ما فرود نيائيم جز بأمر پروردگار و براى اوست آنچه پيش روى ما است و آنچه پشت سر آن و ما بين آن دو است ، و پروردگار تو فراموش كننده نيست » [ ( 1 ) ] سپس سوره كهف را فرو خواند و آغاز كرد آن را بسپاس خداى تعالى و نبوت پيغمبر خود كه مشركين منكر آن بودند و فرمود :
« سپاس خدائى را كه فرستاد بر بندهء خويش » يعنى حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله « كتاب را و كجى براى آن قرار نداد » و راست است يعنى در حد اعتدال است و اختلافى در آن نيست « تا برساند آنچه سخت است از نزد او » يعنى عقوبت زود رس دنيائى و عذاب دردناك آن در آخرت « و مژده دهد بر مؤمنانى كه كردار شايسته كنند به آن كه براى ايشان است پاداشى نيكو كه هميشه در آن خواهند بود » يعنى منزل جاودانى كه مرگى در آن نيست ، و مقصود از مؤمنان همان كسانى هستند كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله را در آنچه آورده است تصديق كنند « و بترساند آنان را كه گويند خداوند فرزندى دارد » يعنى قريش كه ميگفتند : ما فرشتگان را مىپرستيم كه آنها دختران خدا هستند « نه ايشان را است بدان علمى و نه پدرانشان را » كه جدا شدن از روش آنان و عيبجوئى بر دينشان را بزرگ ميدانند « بزرگ سخنى كه از دهانشان بيرون آيد » كه ميگويند : فرشتگان دختران خدايند « و جز سخن دروغى نميگويند ، شايد تو » اى محمد خود را از روى تأسف از پى ايشان ببازى ( ابن هشام گويد : يعنى خود را هلاك سازى ) « اگر ايمان نمىآورند به اين داستان » يعنى خود را محزون مكن و دريغ مخور « همانا گردانيديم آنچه برابر زمين است
هامش
[ ( 1 ) ] سورهء مريم آيهء 64 .