تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
( 1 ) و پادشاهان ايران ، سپس به آنها ميگفت : آيا محمّد بچه چيز از من بهتر داستان سرائى مىكند ؟ ! و چنانچه گويند : هم او بود كه ميگفت : « به زودى من هم مثل آنچه خدا نازل كرده نازل خواهم كرد » [ ( 1 ) ] و ابن عباس گفته است : هشت آيه از قرآن در مذمت نضر بن حارث نازل گشته كه يكى اين آيه است : « هر گاه خوانده شود بر او آيتهاى ما گويد اين است افسانه‌هاى پيشينيان » [ ( 2 ) ] و همچنين هر آيهء كه در آن « اساطير » ذكر شده در شأن او است . بالجمله پس از سخنان ابو جهل نضر برخاست و گفت : اى گروه قريش به خدا جريانى براى شما پيش آمده كه راههاى حيله در آن بسته شده ، اين محمّد از كودكى در ميان شما بود و از همه جهت از او خوشنود بوديد ، از همه راستگوتر و امانت‌دارتر بود تا هنگامى كه موهاى گونه‌اش متمايل بسفيدى شد و اين دين را براى شما آورد گفتيد : ساحر است ، در صورتى كه به خدا او ساحر نيست ، ساحران و گره و دم و فوتشان را ما ديده‌ايم سپس گفتيد : كاهن است ، ولى نه به خدا سوگند كاهن هم نيست ما كاهنان و خلجانهائى كه به آنان مىشود و گفتارهايشان را ديده‌ايم ! سپس گفتيد : شاعر است نه به خدا شاعر هم نيست ، ما انواع و اقسام شعر را ديده‌ايم ، آنگاه گفتيد : ديوانه است ، ولى نه به خدا سوگند ديوانه هم نيست ، حالات ديوانگان هيچكدام در او نيست ، اى گروه قريش اكنون در كار خود نيك بنگريد زيرا پيش آمد بزرگى براى شما كرده است !

تصميم قريش و سؤالات يهود :

اين سخنى كه نضر گفت موجب آن شد كه مشركين او را باتفاق عقبة بن ابى معيط بسوى احبار و علماى يهود كه در مدينه سكونت داشتند بفرستند و از آنها راجع برسول خدا صلى اللّه عليه و آله پرسش كنند ، و صفات او را براى آنان بيان دارند ، و گفته‌هاى
هامش
[ ( 1 ) ] اشاره بآيهء 93 از سورهء انعام است . [ ( 2 ) ] سورهء مطففين آيهء 13 .