تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
( 1 ) چپ و ايشان در پهناورى از آن غار هستند [ ( 1 ) ] اين از آيات خدا است ، و هر كه او را خدا رهبرى كند او هدايت شده است و آن را كه گمراه كند براى او دوستى رهنما نخواهى يافت ، و پندارى كه ايشان بيدارند در صورتى كه خفته‌اند ، و ما ميگردانيمشان بسوى راست و چپ و سگشان دستهاى خود را در آستانهء غار باز كرده بطورى كه اگر بر آنان سركشى فرار كرده و ترس تو را فرا مىگرفت » . . . تا آنجا كه فرمايد : « و آنان كه دست يافتند بر ايشان » يعنى پادشاه مؤمنى كه اطلاع بر حال ايشان پيدا كرد « گفتند براى ايشان مسجدى بسازيم ، به زودى » احبار يهود و علماى ايشان كه قريش را وادار بپرستش از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله كردند « گويند آنها سه تن بودند و چهارميشان سگشان بود ، و گويند پنج تن بودند ششميشان سگشان بود ( و اين سخنان ) از روى بىاطلاعى ( است ، يعنى يقين و علمى بدان ندارند ) و گويند هفت تن بودند و هشتميشان سگشان بود ، بگو پروردگار من داناتر است بشمارهء ايشان و نداندشان جز كمى ، پس بايشان جز به ظاهر مكابره و ستيزه مكن و نپرس دربارهء ايشان احدى را » زيرا كه ايشان علمى بدان ندارند « و البته نگو كه چيزى را من فردا كنندهء آن هستم جز اينكه ( بگويى ) اگر خدا خواهد ، و ياد كن پروردگار خويش را گاهى كه فراموش كردى ، و بگو اميد است كه هدايتم كند پروردگار من بنزديكتر از اين راه » يعنى از اين راهى كه شما آن را از من پرسيديد ، زيرا تو نميدانى من در اين باره چه عملى انجام خواهم داد « و ( به زودى همانها گويند : ) بماندند در غارشان سيصد و نه سال ، بگو خدا داناتر است به مقدارى كه ماندند و غيب آسمانها و زمين براى او است و چه بينا و چه شنوا است ! و جز او دوستى براى ايشان نيست ، و شريك نگرداند در حكم خويش كسى را » [ ( 2 ) ] يعنى خوفى بر او در آنچه از تو پرسيدند نيست .
هامش
[ ( 1 ) ] برخى لغات آيه را ابن هشام تفسير كرده كه هر كه خواهد بصفحهء 304 - 305 سيرة مراجعه كند . [ ( 2 ) ] سورهء كهف آيات 1 - 26 .