( 1 ) گفتههاى تو را تصديق كند و ما را از تو باز دارد ، و نيز از او بخواه براى تو باغها و قصرها و گنجهائى از طلا و نقره قرار دهد تا از تلاش روزى آسوده خاطر شوى و مانند ما براى امرار معاش به اين طرف و آن طرف نروى ؟ در اين صورت ما ميدانيم كه تو فرستادهء خداوند هستى و نزد او فضيلت و منزلتى دارى ! پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله فرمود : من چنين چيزى از خدا درخواست نمىكنم و براى امثال اينها مبعوث نشدهام ، ولى مبعوث گشتهام تا شما را ( از عذاب ) ترسانده و ( بنعمتهاى ابدى ) مژده دهم ، ( و همان است كه گفتم : ) اگر پذيرفتيد بهرهء دنيا و آخرت از آن شما است . . . و گر نه صبر مىكنم تا خدا ميان من و شما حكم كند ! گفتند : پس پارههائى از آسمان را بر ما فرود آر ، چنانچه تو پندارى كه اگر خدا بخواهد اين كار را خواهد كرد چون تا تو اين كار را نكنى ما به تو ايمان نخواهيم آورد ! رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : اين كار با خدا است ، اگر خواهد نسبت بشما انجام خواهد داد .
گفتند : اى محمّد آيا خداى تو نميدانست كه ما چنين انجمنى خواهيم كرد و چنين درخواستهائى از تو خواهيم نمود ، پس چرا قبلا اين جريان را به تو اطلاع نداد و پاسخ سخنان ما را به تو نياموخت ، تا ما بدين ترتيب گفتار تو را بپذيريم زيرا ما با اين گفتارهاى تو سخنت را نميپذيريم . اى محمّد ما شنيدهايم تو از مردى كه در شهر يمامة است و نامش رحمان است تعليم مىگيرى ، و به خدا سوگند ما هرگز به رحمان ايمان نخواهيم آورد .
اى محمّد ما راه عذر را بر تو بستيم و به خدا رهايت نخواهيم كرد تا اينكه يا تو را به هلاكت رسانيم يا تو ما را هلاك كنى ! يكى از آنها گفت : ما فرشتگان را كه دختران خدا هستند ميپرستيم ! ديگرى گفت : ما به تو ايمان نياوريم تا خدا و فرشتگان را رو در روى براى ما بياورى !
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 180
مساهمون: ابن هشام الحميري
ص١٨٠