تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
( 1 ) و ضمنا مسلمان شده بود اشعارى در اين باره گفت [ ( 1 ) ] .

آزار و صدماتى كه از مشركين برسول خدا صلى اللّه عليه و آله رسيد :

قريش روى دشمنى و عداوتى كه در اثر تبليغات پيغمبر گرامى اسلام با آن حضرت پيدا كرده بودند كار را بر او و كسانى كه بدين اسلام گرويده بودند سخت كرده و مردمان نادان و اوباش را تحريك كرده تا در صدد تكذيب و آزار او برآيند ، و خود آنها نيز او را بشاعرى و جادوگرى و ديوانگى و امثال آن متهم ساختند ، ولى پيامبر بزرگوار اسلام ( بدون واهمه و ترس ، و بىآنكه در برابر آنها سستى از خود نشان دهد ) وظيفهء خطيرى كه از جانب خداوند به دو محول شده بود انجام داده و آشكارا بتبليغات خويش ادامه ميداد ، و هم چنان بواسطهء عيبجوئى در دين و مرام قريش و دورى كردن از بتها و مبارزهء با كفرشان موجبات ناراحتى بيشترى را براى آنان فراهم ميساخت . عبد اللّه پسر عمرو بن عاص گويد : بپدرم گفتم : بزرگترين آزارى كه از قريش نسبت برسول خدا صلى اللّه عليه و آله ديدى چه بود ؟ گفت : روزى نزد بزرگان و اشرافشان كه در حجر اسماعيل ( در مسجد الحرام ) گرد هم جمع شده بودند رفتم و مشاهده كردم كه سخن از آن حضرت بميان است و با هم مىگويند : هرگز نشده بود كه ما در هيچ جريان ناگوارى به اين اندازه كه در برابر اين مرد صبر و بردبارى كرده‌ايم شكيبائى و سكوت از خود نشان دهيم ، خردمندان ما را نادان خواند . پدران ما را ناسزا گويد ، بر دين و آئين ما عيب گيرد ، گروههاى متحد ما را پراكنده سازد ، بخدايان ما دشنام دهد ! راستى كه ما در برابر او بيش از حدّ بردبارى كرده‌ايم ! در اين گفتگو بودند كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله وارد شده و هم چنان بيامد تا ركن خانهء كعبه را استلام نمود و سپس بطواف مشغول شد و چون بر آنها گذشت زبان
هامش
[ ( 1 ) ] براى اطلاع از متن اشعار ابن أسلت و حكيم و عم چنين شرح جنگ داحس و حاطب بسيرة ج 1 : 283 - 289 مراجعه شود .
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 172 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى