تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
( 1 ) خود قرار دادى بستم به اين شرح كه : سيصد نخله خرما براى او بكارم ، و چهل وقيه [ ( 1 ) ] ( طلا به او بدهم ) پس رسول خدا صلى اللّه عليه و آله باصحاب خود فرمود : به برادر دينى خود كمك كنيد ! و راستى اصحاب كه اين سخن را شنيدند كمك خوبى به من كردند يكى سى نخلهء جوان ( نشاء ) خرما داد ، ديگرى بيست نخله داد ، آن ديگر پانزده نخله ، آن يكى ده نخله داد ، و خلاصه هر كه هر چه ميتوانست كمك كرد تا اينكه سيصد نخله ( نشاء ) فراهم شد . پس رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : اى سلمان برو و جاى نشاءها را گود كن و چون همه را كندى مرا خبر كن تا من بيايم و آنها بنشانم . سلمان گويد : من بدنبال كندن جاى درختهاى خرما رفتم و اصحاب آن حضرت نيز با من كمك كردند تا تمامى سيصد گودال را كنديم آنگاه بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمده عرض كردم : گودها كنده شد ، حضرت برخاسته با من بدان زمين آمد ، پس ما يك يك نشاءها را بدست آن حضرت ميداديم و او مىنشاند تا اينكه تمام شد و سوگند بدانكه جان سلمان بدست او است ( با اينكه معمولا نشاى درخت كه جابجا مىشود به سختى مىگيرد و بسيار خشك مىشود ) تمامى آنها گرفت ، و حتى يكى از آنها هم خشك نشد [ ( 2 ) ] .
هامش
[ ( 1 ) ] وقيه - چنانچه جوهرى و كازرونى گفته‌اند - در آن زمان معادل چهل درهم بوده كه هر درهمى نيم مثقال و يك پنجم مثقال است و هر ده درهم هفت مثقال است و مثقال شرعى سه چهارم مثقال صيرفى است و بنابر اين هر وقيه 22 مثقال صيرفى است و چهل وقيه كه در قرار داد سلمان بوده جمعا 880 مثقال طلاى صيرفى كه برابر با 1100 دينار بوده است . و اينكه برخى از نويسندگان وقيه را نقره فرض كرده و نيز آن را يك كيلو معنى كرده‌اند اشتباه است . و براى تحقيق بيشترى دربارهء شرح اين حديث بنفس الرحمن حاجى نورى مراجعه شود . [ ( 2 ) ] و در برخى از روايات و تواريخ است كه يكى را سلمان غرس كرد و ما بقى را رسول خدا صلى الله عليه و آله و تنها همان يكى كه سلمان غرس كرده بود خشك شد و ما بقى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله كاشته بود همه آنها گرفت ، و هيچكدام خشك نشد .