تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
( 1 ) به تو علاقه‌مند شدم كه چيزى را تا كنون به اين اندازه دوست نداشته‌ام اكنون كه مرگ تو فرا رسيده مرا بكه وا ميگذارى كه در خدمت او باشم ؟ و چه دستورى به من ميدهى ؟ گفت : اى فرزند ! مردم عوض شده‌اند و بسيارى از دستورات دينى را از دست داده‌اند ، من كسى را سراغ ندارم كه بر طبق وظائف مذهبى عمل كند جز مردى كه در موصل است و نام او را گفت ، پس تو بنزد او برو . چون از دنيا رفت من بموصل بنزد همان كس كه گفته بود رفتم و به دو گفتم : فلان كشيش شامى از دنيا رفت و به من سفارش كرده بنزد تو بيايم و تو را به من معرفى كرده تا در خدمت تو باشم ، پس او به من اجازه داد نزدش بمانم و براستى او را نيز مرد خوبى ديدم و بدانچه رفيق شاميش عمل مىكرد او نيز بدانها مواظبت داشت . چندان طول نكشيد كه مرك او هم فرا رسيد ، به دو گفتم : فلان كشيش مرا بنزد تو فرستاد و به من دستور داد بنزد تو بيايم و اكنون مرك تو فرا رسيده به من بگو پس از تو بكجا و بنزد كه بروم ؟ او گفت : اى فرزند به خدا من جز مردى كه در « نصيبين » [ ( 1 ) ] است كسى را سراغ ندارم . پس من بنصيبين آمدم و بنزد آن كس كه معرفى كرده بود رفتم و جريان را به دو گفته نزد او ماندم و او را نيز مرد نيكى يافتم ، چيزى نگذشت كه مرك او هم فرا رسيد به دو گفتم : تو ميدانى كه من بسفارش كشيش موصلى بنزد تو آمدم اكنون تو چه دستور دهى و مرا بكه وامىگذارى ؟ گفت : اى فرزند به خدا من كسى را سراغ ندارم كه تو را به او بسپارم جز مردى كه در عمورية [ ( 2 ) ] است اگر مايل بودى بنزد او برو كه تنها او است كه به راه و روش ما زندگى مىكند .
هامش
[ ( 1 ) ] نصيبين نام شهرى است در عراق كه سر راه موصل بشام قرار گرفته است . [ ( 2 ) ] عموريه نام شهرى بوده در تركيه و در زمان معتصم مسلمانان آنجا را فتح كردند و چنانچه حاجى نورى گويد : همان شهر بورساى كنونى است كه يكى از شهرهاى آباد و خرم تركيه است .