است و ما و شيعيان ، بدون هيچ كم و كاستى كتاب او را مىخوانيم . و - احاديث ضعيف و غير معتبر منقول در كتب اهل سنت وتشيع ، دربارهء كم يا زياد شدن قرآن ، بهكلى مردود است - و ما در رسالهء قبلى ، آن را توضيح داديم .
9 - مؤلف سراب سپس در حاشيهء صفحهء 25 ، همان سخن بى پايه را تكرار كرده و مىگويد : « ان شاء الله پس از اندكى ، تفصيل آن خواهد آمد . » ولى هيچ گونه تفصيلى در هيچ يك از صفحات ديگر كتاب او نمىآيد - گويا مؤلف ، خود نيز از جعل خسته شده است !
10 - او در صفحهء 26 كتاب « سراب » خود ، ناگهان چهار دروغ راجع به تحريف ، چهار آيه از قرآن كريم از سوى شيعيان ! را نقل مىكند ؛ در حالى كه در قرآنى كه در دست شيعيان است ، هرگز از اين اباطيل و ياوهگويىها خبرى نيست و خداى متعال هم مىفرمايد : « انا نحن نزلّنا الذّكر وانّا له لحافظون » پس به شهادت خود قرآن ، حفظ آن از هرگونه تحريفى ، بهعهدهء خداوند است .
11 - مؤلف در صحفهء 27 مدعى مىشود : « در دوران العزيز بالله والحكام بامر الله دو تن از خلفاى فاطمى مردم مصيبتها چشيدند . فاطمىها به يهوديان ميدان دادند تا در زمين فساد بر پا كنند . والى آنان در عسقلان ، اين شهر مستحكم را به صليبىها تحويل داد و سربازان و مردم عليه او شورش كرده و در سال 385 ه - او را كشتند . »
البته منظور ما در اينجا ، دفاع از همهء اعمال فاطمىها نيست ؛ ولى هر كس كه در تاريخ تحقيق كرده باشد ، از اين ياوهگويى بيزار مىشود ؛
شيعه و سنى غوغاى ساختگى ( فارسى ) — صفحة 115
مساهمون: عز الدين ابراهيم ( فتحي الشقاقي )
ص١١٥