زيرا العزيزبامرالله از سال 365 ه - تا 386 ه - حكومت رانده است و يكى از قويترين خلفاى فاطمى بوده و همو در سال 368 ه - قرمطىها را در مكه شكست داده است . « 1 »
واگذارى شهر از سوى والى عسقلان به صليبىها و كشتهشدن وى از سوى سربازان نيز دروغ وجعل تاريخ و ياوهگويى ديگرى است . به تمام كتابهاى تاريخ نگاه كنيد تا ببينيد كه اصولًا صليبىها در سال 489 ه - به سرزمين ما آمدند و پس از بيش از صد سال از تاريخ مورد نظر نويسندهء سراب ، يعنى در سال 493 ه - . قدس به اشغال صليبىها درآمد تا اينكه در سال 583 ه - ، صلاح الدين آن را بازپس گرفت . راستى چرا مؤلف مىخواهد تاريخ گذشته را هم تحريف كند ؟ آيا هدف ، وسيله را توجيه مىكند ؟
12 - مؤلف باز مىگويد « در قرن پنجم هجرى ، آل بويه بر عراق حكومت راندند كه از شيعيان بودند و در زمان آنها يهوديان جايگاهى بزرگ به دست آوردند و در دوران آنها مسلمانان قيام كرده و خانههاى آنان و خانههاى يهوديان را در سال 422 ه - آتش زدند ! » به نظر مىرسد كه نويسندهء سراب ، شيفتهء آن است كه در همه جا يهوديان را در كنار دشمنان خود قرار دهد تا از ارائهء هر گونه دليل ديگرى بر ضد دشمنان خود آسوده باشد . شما اگر به كتابهاى تاريخ از « البداية والنهاية » و « ابن الاثير » تا « تاريخ اسلام » حسن ابراهيم حسن را مراجعه كنيد ،
هامش
( 1 ) نگاه كنيد به كتاب « تاريخ الاسلام » تأليف حسن ابراهيم حسن ، چاپ قاهره ، ج 3 ، صفحهء 151 كه دوران العزيز بامر الله را يكى از نيرومندترين و در عين حال با گذشتترين دورانهاى فاطمىها مىداند .