مىبينيد كه در آنها مطلقاً ذكرى از يهوديان در دوران دولت آل بويه نيست ؛ دولتى كه واقعاً شيعى بود و به رغم آن ، امام ماوردى - اشعرى شافعى - در سايهء آن زندگى كرد و به حاكمان آن نزديك بود و يكى از مهمترين كتب انديشهء سياسى اسلام « الاحكام السلطانية » را در آن دوران به رشتهء تحرير در آورد و حكومت و امارت آنان را توجيه نمود .
13 - سراب نويس در صفحهء 27 كتاب خود راجع به نقش شيعيان در سقوط بغداد سخن مىگويد و اين كه چگونه شيخ طوسى در پيشاپيش كاروان هولاكو ، راه افتاد و بر كشتار مسلمانان نظارت كرد ؟ ! متأسفانه اينجانب راجع به شيخ طوسى مطالب زيادى نمىدانم ؛ ولى حضرت شيخ عبدالمتعال صعيدى ، استاد الازهر و نويسندهء كتاب « لماذا انا مسلم ؟ » و « القضايا الكبرى فى الاسلام » در كتاب قطور خود : « المجددون فى الاسلام » شيخ طوسى را يكى از احياگران قرن هفتم هجرى مىشمارد . شيخ عبدالمتعال به گونهاى كاملًا متفاوت ، با ادعاى مخالفان ، داستان شيخ طوسى با هولاكو را شرح مىدهد و مىگويد : « نصيرالدين طوسى از دنيا نرفت مگر پس از اين كه علوم اسلامى را كه در دولت مغولها كهنه شده و در حال نابودى بود ، تجديد نمود و حيات نو بخشيد و اميدهاى مسلمانان را با اين كار خود زنده كرد و درى را به روى كسانى گشود كه پس از وى ، براى ورود اسلام در دلهاى آن مغولان كوشيدند . » « 1 » آيا براى روشن شدن حقيقت ، گواهى يك عالم بزرگ سنى در اين زمينه كافى نيست ؟
هامش
( 1 ) « المجددون فى الاسلام » تأليف شيخ عبدالمتعال صعيدى ، چاپ قاهره ، ص 260 .