تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه و سنى غوغاى ساختگى ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
2 - نويسنده در صفحهء 11 كتاب « سراب » خود مىنويسد : « تقريب ميان ما و شيعيان همانند نزديكى يهوديان با مصريان است ! » البته عجيب است كه اربابان نويسنده ، با صهيونيست‌ها به سازش رسيدند و قرارداد صلح امضا نمودند ؛ اما با برادران اسلامى خود هنوز جنگ و نزاع دارند . 3 - مؤلف در صفحهء 12 « سراب » خود ، اعتراف مىنمايد كه « حركت‌ها و هيئت‌هاى اسلامى در جهان ، انقلاب اسلامى را تأييد كرده‌اند ؟ » ولابد مؤلف توقع داشت كه آنها در كنار امپرياليسم قرار مىگرفتند و به جنگ با يك انقلاب اسلامى اصيل ، مىپرداختند ! 4 - او در صفحهء 13 سراب مىگويد : « بعضى از اهل سنت شايد مذهب اثنى عشرى را بپذيرند و بعضى اين كار را كرده‌اند - و اين همان چيزى است كه [ امام ] خمينى در كتاب حكومت اسلامى خود صفحهء و 131 براى آن برنامه‌ريزى كرده است ! » ما پس از مراجعه به اين كتاب امام خمينى ( رض ) اين موضوع را نه در صفحات مذكور و نه در ديگر صفحات آن هرگز نيافتيم - و معلوم نيست كه هدف نويسنده از جعل اين مطلب و نشر اين دروغ چيست . 5 - نويسنده در صفحهء 15 سراب مىگويد : « حديث مبنى بر اين كه پيامبر ( ص ) دستى بر شانهء سلمان فارسى زد و گفت : مردانى از قوم او - ايران - اگر دين در ثريا هم باشد ، آن را فرا مىگيرند در تفسير آيهء ( وان تتولوا يستبدل قوما غيركم . . . ) ذكر نشده است . » اين سخن نيز ادعاى باطلى بوده و درست نيست ؛ زيرا اين حديث در ذيل تفسير آيه‌اى در سورهء محمد است و در تفاسير : ابن كثير ، قرطبى ، طبرى ، الدر المنثور و
شيعه و سنى غوغاى ساختگى ( فارسى ) — صفحة 113 | عز الدين ابراهيم ( فتحي الشقاقي ) / سيد هادي خسروشاهي