دستور داد تا طالبيون را به عراق نفى بلد كند . حاكم مصر نيز چنين كرد . آنگاه متوكل در سال 236 / 850 آنان را به مدينه كه محل تبعيد علويان بود راند [ 143 ] .
علائم بعدى نشان مىدهد كه متوكل حتى در اعمال سياستهاى خود از اين هم فراتر رفت ، با اين هدف كه در درازمدت موقعيت اجتماعى و اقتصادى علويان را نابود سازد و دستورات زيادى را براى وصول به اين هدف صادر كرد . وى دارايى حسينيان را كه ملك فدك بود ، مصادره كرد . درآمد ملك فدك بنا به نوشتهء ابن طاووس در آن زمان بالغ بر 24000 دينار بود . متوكل فدك را به عبد اللّه بن عمر بزيار ، از هواداران خود اعطا كرد [ 144 ] . وى همچنين به ساكنين حجاز هشدار داد تا هيچگونه ارتباطى با علويان برقرار نسازند و آنها را از نظر مالى حمايت نكنند . بسيارى از افراد بدين خاطر بشدت مجازات شدند . بنا به نوشته اصفهانى ، متوكل در نتيجه اعمال اين شيوهها علويان را با رفتارهاى - خشونتآميزى در مدينه مواجه كرد . مدينه جايى بود كه علويان از ديگر مردم كلا جدا شده بودند و از حد اقل احتياجات زندگى نيز محروم ماندند [ 145 ] .
خليفه نيز مىخواست شيعيان را از دستگاه عباسى اخراج كند و موقعيت خوب ايشان را در اذهان عمومى نابود سازد . مسعودى نمونهاى از اين سياست را ارائه مىدهد . وى مىگويد اسحاق بن ابراهيم ، حاكم سامرا و سيروان در استان جبل بخاطر شيعه بودن از سمت خود بر كنار شد ، و ديگر مردم موقعيتهاى خود را به همان دليل از دست دادند [ 146 ] .
بنا به نوشته كندى ، متوكل به حاكم خود در مصر دستور داد با علويان بر اساس قواعد زير برخورد كند :
1 - به هيچيك از علويان هيچگونه ملكى داده نشود يا اجازه اسب سوارى يا حركت از فسطاط به شهرهاى ديگر اعطاء نگردد .
2 - به هيچيك از علويان جواز بيش از يك برده داده نشود .
3 - چنانچه دعوايى ما بين يك علوى و يك غير علوى صورت گرفت ، قاضى نخست به سخن غير علوى گوش فرا دهد و پس از آن بدون گفتگو با علوى آن را بپذيرد [ 147 ] .
متوكل با اعمال اين شيوهها از هر گونه توطئهاى از ناحيه شيعيان عليه
تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 84
مساهمون: جاسم محمد حسين
ص٨٤