علويان گرايش معتزلى و شيعى داشتند و در واقع عناصر راديكال جامعه را تشكيل مىدادند . متوكل با تشخيص اين مطلب روشهاى خاصى را به منظور نابودى بنيادهاى اقتصادى و سياسى معتزله و شيعه اتخاذ كرد .
او نخست ، تفتيش عقايد مذهبى ( المحنه ) عليه راويان عامه ، كه از سوى مأمون و با حمايت معتزله اعمال مىشد را ممنوع ساخت و ايشان و هوادارانشان را به پذيرش شعارهاى ضد شيعى ترغيب كرد [ 132 ] .
دوم ، متوكل زيات وزير و همكارانش را از مشاغل خود بر كنار كرد و بجاى او جرجرائى و ابن خاقان ، كه گرايشهاى افراطى به اتخاذ سياستهاى ضد شيعى داشتند را منصوب كرد [ 133 ] .
سوم ، وى تصميم گرفت تا ساخت كلى ارتش را در دو مرحله بازسازى كند .
اول كوشيد تا بتدريج قدرت طاهريان ، كه اداره خراسان و پليس بغداد و سواد را عهدهدار بودند تضعيف كند . وى با نامزد كردن سه پسرش به اسامى منتصر ، معتز و مؤيد بعنوان وارثان متوالى طاهر اين كار را انجام داد . آنگاه منتصر را به حكومت افريقيه و مغرب ، مؤيد را به حكومت سوريه و معتز را به حكومت استانهاى شرقى ، بويژه خراسان منصوب كرد . همزمان با آن خليفه ، ارتش را در پايتخت بين دو پسرش تقسيم كرد و آنان را به استانهايى كه منصوب شده بودند اعزام نمود تا از هر گونه توطئهاى از ناحيه سران ارتش جلوگيرى كند .
حركت دوم او اين بود كه به بازسازى ارتشى نوين موسوم به شاكريه دست زد . بدين منظور افرادى را از مناطقى كه در بينش ضد علوى معروف بودند بويژه از سوريه ، الجزيره ، جبل ، حجاز و حتى از عبنا ، كه عليه تفتيش عقايد مذهبى قيام كرده بودند استخدام كرد [ 134 ] .
متوكل با اعمال اين شيوهها مىكوشيد تا ترتيب كار مخالفين خود را بدهد و فعاليتهاى سازمان يافته زير زمينى علويان و بويژه اماميه را خاتمه بخشد .
فعاليتهاى فكرى و فرهنگى اماميه در مصر ، كه توسط اسماعيل بن موسى كاظم هدايت مىشد ثمر داد و در فضاى فعاليتهاى مخفى و سياسى گسترش يافت و حتى در بخشهاى دور دست آفريقاى شمالى نيز نفوذ كرد [ 135 ] . نظام ارتباطى سازمان امامت ( وكالت ) به حدى خوب ( خصوصا در سامرا ، بغداد ، مدائن و قراء سواد ) توسعه
تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 82
مساهمون: جاسم محمد حسين
ص٨٢