على بن ابى طالب و خويشان آنها ( طالبيون ) به كاخ وى جلوگيرى به عمل آورند ( ( 102 ) ) .
4 . گسترش سازمان امامت ( وكالت ) در زمان امام جواد ( ع )
على رغم آنكه جايگاه سازمان امامت در دوران آخر امامت امام رضا ( ع ) بسط يافته بود ، لكن آن حضرت شهيد شد و جانشينى هفتساله ، از خود بجاى گذاشت .
از اينرو ، موجب شكافهاى بيشترى در ميان پيروانش شد .
مسعودى مىنويسد كه سن امام نهم محمد جواد ( ع ) پيروان امام رضا ( ع ) را در حيرت فرو برده بود و اين سؤال بر ايشان مطرح مىشد كه آيا او كفايتهاى لازم را براى احراز امامت دارد يا نه . بنابراين هشتاد نفر از شخصيتهاى رهبرىكننده اماميه از استانهاى مختلف در بغداد گرد هم جمع شدند تا اعتبار امامت امام جواد ( ع ) را مورد بحث قرار دهند . در ميان ايشان ريان بن صلات ، صفوان بن يحيى ، يونس بن عبد الرحمن ، محمد بن حكيم ، على بن حسن بن واسطى ، و اسحاق بن اسماعيل بن نوبخت قرار داشتند كه در خانه عبد الرحمن بن حجاج در بغداد گرد هم آمدند . اينان با طرح سؤالاتى كوشيدند تا ميزان آگاهى امام جواد ( ع ) را در مسأله حج و مناسك آن بيازمايند . دو گروه نتيجهگيرى كردند كه سن امام جواد ( ع ) مانع از احراز امامت اوست . نخستين گروه از امامت عم او ، احمد بن موسى كاظم جانبدارى كرد ، در صورتى كه گروه دوم از جمله ابراهيم بن صالح انماطى به واقفه پيوست و قائل به قائم مهدى بودن امام هفتم شد ( ( 103 ) ) . ولى بقيه قانع شدند كه علم امام جواد ( ع ) جنبه استثنايى دارد و بر ايشان محقق شد كه على رغم سن كم واجد شرايط امامت مىباشد ( ( 104 ) ) . از اينرو ، امور سازمان را ادامه دادند و مبلغينى را از كوفه و مدينه به استانهاى مختلف فرستادند .
بنا به نقل نجاشى ، بسيارى از محدثين كوفه همچون محمد بن محمد بن اشعث ، احمد بن سهل ، حسين بن على مصرى و اسماعيل بن موسى كاظم به مصر مهاجرت كردند و فعاليتهاى خود را در آنجا ادامه دادند . از جمله فعاليتهاى آنها اين بود كه احاديث نبوى درباره قائم مهدى و اينكه او از اعقاب امام حسين ( ع ) است را نشر مىدادند ( ( 105 ) ) . كلينى روايتى را نقل مىكند كه حاكى از آن است كه آنان هواداران