تصميم گرفت همه آنها را گرد آورده و به مدينه تبعيد كند ( ( 47 ) ) . او با انتصاب بكر زبيرى از اعقاب عبد الله بن زبير بعنوان حاكم مدينه اين گام را برداشت و به او دستور داد تا علويان را تحت مراقبت شديد خود قرار دهد و حركات آنان را محدود سازد ( ( 48 ) ) . هارون الرشيد همچنين براى سركوبى قيام يحيى محض در ديلم لشكرى ( بنا به گفته طبرى بالغ بر پنجاه هزار نفر ) به رهبرى فضل بن يحيى برمكى فرستاد وى با سياست بازى و وعده و وعيد عفو عمومى كوشيد تا يحيى محض را به خاتمه - بخشيدن به قيام و تسليم اقناع كند . بدين منظور امان نامهاى از سوى رشيد به او داد . اما خليفه به اين هم راضى نشد و از اينرو دستور داد تا محض را در بغداد دستگير كرده و به قتل برسانند ( ( 49 ) ) .
همانگونه كه مهدى از زيديان عليه علويان استفاده كرد ، پسرش رشيد نيز همين سياست را در مورد قيام ادريس محض دنبال كرد . وى يكى از علماى زيديه به نام سليمان بن جرير را براى قتل ادريس بسوى او فرستاد . سليمان به منظور آنكه مقصد اصلى خود را پنهان دارد وانمود كرد كه از هواداران شيعه بوده و از اختناق عباسيان فرار كرده است . بدين ترتيب در حلقهء اطرافيان ادريس درآمد و ترتيب مسموم كردن او را در سال 177 / 793 داد ( ( 50 ) ) . با وجود اين ، سوء قصد به جان ادريس موجب از هم پاشيدگى دولت او نشد ، زيرا قبايل بربر ، فرزندش موسوم به ادريس دوم را پس از مرگ پدر برگزيدند . به همين دليل ، رشيد ، ابراهيم بن اغلب را به حكومت افريقيه گماشت و چهار سال بعد او را به تشكيل حكومت اغلبى كه احتمالا براى مقابله با خطر ادريسيان بود وادار كرد ( ( 51 ) ) .
در اين اثنا علماى اماميه در فعاليتهاى فكرى در مصر ، يمن ، عراق و خراسان فعال بودند ( ( 52 ) ) . بعنوان نمونه ، هشام بن الحكم بر اثبات مشروعيت امامت موسى كاظم ( ع ) مىكوشيد و اين بدان معنى است كه او عباسيان را غاصب حقوق امام كاظم ( ع ) مىداند ( ( 53 ) ) .
قيامهاى حسنيان در ديلم و مغرب و فعاليتهاى مخفى اماميه و اسماعيليه رشيد را نگران كرده بود . او مىدانست كه امام كاظم ( ع ) خمس ، خراج و هدايا را از پيروانش دريافت مىدارد . اين همه او را در انديشه فرو برد كه امام كاظم ( ع ) پشت سر تمام اين فعاليتها قرار دارد و توطئه براندازى او را تدارك ديده است .
تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 70
مساهمون: جاسم محمد حسين
ص٧٠