بود تا تحت نام اسماعيل افكار انقلابى خود را وجههء شرعى دهد .
گرچه طغيان ابو الخطاب بسادگى در كوفه مقهور شد ، شكست او از يكسو و ادامه سياست تقيه از امام صادق ( ع ) از سوى ديگر ابو الخطاب و پيروانش را ناچار ساخت تا فعاليتهاى زيرزمينى خود را تحت رهبرى محمد بن اسماعيل پيش گيرند . اين واقعه هواداران امام صادق ( ع ) را به دو گروه موسويه و اسماعيليه جدا كرد . پس از شهادت امام صادق ( ع ) پيروانش ، به موسويه كه امامت موسى كاظم ( ع ) را پذيرفتند ، فطحيه ، كه امامت فرزند ارشد امام ششم ، عبد الله فطح را قبول نمودند ، محمديه ، كه به امامت محمد بن جعفر صادق معتقد شدند ، واقفه ، كه معتقد بودند امام صادق ( ع ) از دنيا نرفته و قائم مهدى است ، و دو فرقه اسماعيلى كه به ترتيب امامت اسماعيل و پسرش را پذيرفتند تقسيم شدند ( ( 13 ) ) .
2 . فعاليتهاى اماميه در دوره امام موسى كاظم ( ع ) ( 183 - 148 / 799 - 765 )
در نتيجه رحلت امام صادق ( ع ) اماميه آنچنان ضعيف شدند كه حتى اگر در زمان حيات او ، امكان قيام سياسى هم وجود داشت ، ولى هم اكنون احتمال آن كم شده بود . قيام اسماعيليه در طول زندگى امام صادق ( ع ) با جنبش فرقه فطحيه همراه شد و اكثر فقهاى اماميه را در بر گرفت ( ( 14 ) ) و موقعيت جانشين آن حضرت - امام كاظم ( ع ) - را بسيار تضعيف كرد و او را ناچار ساخت تا سياست تقيهء پدرش را دنبال كند . به همين دليل بود كه منصور ( متوفى 158 / 774 ) هيچگونه اقدامى عليه او و پيروانش در طول زندگى خود نكرد . در عين حال به تعقيب نمايندگان شاخه انقلابى حسنيان ادامه داد ( ( 15 ) ) .
رژيم مهدى ، كه پس از خلافت پدرش منصور از سال 158 / 774 ( ( 16 ) ) روى كار آمد با سياست مذهبى خاصى متمايز مىشود . وى محدثين سنى را ترغيب مىكرد تا به جستجوى زنادقه و اهل كتاب بپردازند و در صورت دستگيرى آنها را منكوب سازند ( ( 17 ) ) . با وجود اين ، اتخاذ چنين سياستى را كمتر مىتوان مذهبى دانست تا اسلحه سياسى . ترقى سنت توسط عباسيان ، در واقع ابزارى در تلاش عليه دشمنان مذهبى ، سياسى يا نهضتهاى مخالف ( ( 18 ) ) بود .