علويان شد ، زيرا امام صادق ( ع ) به جمعآورى خمس به صورت پنهانى از سوى پيروانش ( ( 8 ) ) ادامه مىداد و اين اقدامى بود كه عباسيان آن را بعنوان گام آمادگى در براندازى حكومت خود تلقى مىكردند . اين دو عامل عباسيان را ناچار ساخت تا امام صادق ( ع ) را در مدينه نگه دارند و پيروانش را ، بويژه در عراق و آنگاه در مصر تحت نظر بگيرند تا با اين شيوه نظارت دقيق مطمئن شوند كه امنيت حكومتشان محفوظ مىماند .
از اينرو ، امام صادق ( ع ) به ظاهر ، سياست تقيه را نسبت به عباسيان پيش گرفت . ولى در همان زمان احاديثى را در ميان راويان حديث شيعه نشر داد ، به اين مضمون كه امامت موهبتى الهى در خاندان حسين ( ع ) است كه قبل از رحلت امام قبلى و به دستور پيامبر اسلام ( ص ) به امام بعدى كه جانشين اوست با نص جلى منتقل مىشود ( ( 9 ) ) . امام صادق ( ع ) اين نكته را روشن ساخت كه بر امام منصوص الهى لازم نيست بلافاصله قيام كند تا حقوق سياسى خود را به حكومت جامعه اسلامى بدست آورد . او بايد رهبرى روحانى خود را داشته باشد و وظائف خويش را انجام دهد تا زمانى كه جامعه خود به اندازهء كافى از آگاهى و شعور نسبت به حقوق آنها براى رسيدن به قدرت سياسى و حكومت برخوردار شده و با مراجعه به ائمه ( س ) خواستار برقرارى حكومت اسلامى و شيعى شوند . آنگاه خداوند او را با اين تلاش و طلب يارى مىدهد ( ( 10 ) ) . بر مبناى همين سياست تقيه بود كه امام صادق ( ع ) آشكارا اعلام كرد : قائم مهدى و نه او به قدرت سياسى دست خواهد يافت ( ( 11 ) ) .
سياست تقيه امام صادق ( ع ) بخش عظيمى از پيروانش را ارضا نكرد .
جاهطلبيهاى سياسى آنان موجب ايجاد شكاف در ميان اماميه شد . تحريككننده اين جريان سياسى ابو الخطاب بود . وى ابتدا مورد اعتماد امام صادق ( ع ) بود و از سوى آن حضرت بعنوان دليل شيعيان كوفه ، برگزيده شد . اما پس از آن بخاطر بينش عقيدتى افراطيش از سوى امام صادق ( ع ) طرد گرديد ( ( 12 ) ) . ابو الخطاب كوشيده بود تا با ابزار نظامى به تقويت آن بپردازد . به نظر مىرسد كه ابو الخطاب مىخواسته است تا در نفوذ و دخالت امام صادق ( ع ) با ارائه نظريات انقلابى و سياسى خود نسبت به اسماعيل ، فرزند آن حضرت با حيله پيش دستى كند . اسماعيل به اين تفكرات گرايش بيشترى از برادر جوانترش موسى نشان مىداد . از اينرو ، ابو الخطاب اميدوار
تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 64
مساهمون: جاسم محمد حسين
ص٦٤