فصل دوم نقش امامان در فعاليتهاى مخفى و تأثير آن بر تكامل تدريجى غيبت
1 . نگرش امام صادق ( ع ) به نظام سياسى جديد
به نظر مىرسد كه اعضاء خاندان عباسى ، كه بخشى از نهضت انقلابى علويان را تشكيل مىدادند با گروههاى مختلف شيعه ، كه على ( ع ) را نخستين خليفه بر حق پس از پيامبر مىدانند ( ( 1 ) ) و معتقدند كه خلافت امت اسلامى بايد متعلق به اهل بيت ( ع ) باشد هم عقيده باشند . عباسيان با دعوت به اصلاح جامعه و عدالت به تبليغ عليه امويان مىپرداختند . آنان مردم را به گرد آمدن حول برجستهترين شخصيت از خاندان محمد ( ص ) دعوت مىكردند ( الدعوة للرضا آل محمد ) . بسيارى از شيعيان به اين اعتقاد بودند كه اين منصب فقط به اعقاب امام على ( ع ) بر مىگردد ، از اينرو ، به نهضت عباسيان پيوستند ( ( 2 ) ) . برخى از شيعيان ، مانند ابو سلمة الخلال ، در نهضت عباسيان به مقام والايى رسيدند ، بدون آنكه اين حقيقت را درك كنند كه آنان بنيانگذاران نهضتاند ، و هدفشان اين است كه خلافت را قبضه كنند . چون مبلغين در سال 132 / 749 حكومت اموى را سرنگون كردند ، ابو سلمة الخلال ، درحالىكه ماهيت هدف عباسيان برايش كشف شده بود ، كوشيد تا خلافت را به علويان بازگرداند . به همين منظور به محضر امام صادق ( ع ) ، عمر اشرف و عبد اللّه محض مكاتبه كرده و حكومت را به آنان پيشنهاد كرد . امام جعفر صادق ( ع ) پيشنهاد ابو سلمه را بىپرده با سوزاندن نامه او رد فرمود ، و به عمر اشرف و عبد الله محض در رابطه با قبول آن هشدار داد ( ( 3 ) ) .
امام صادق ( ع ) در نزديكى ( مدينه دار الابواء ) در حدود سال 120 / 737