كردهاند كه نمىتوان آنها را در كتب تاريخ گردآورى شده آن ايام ، يافت .
در سال 262 / 876 ، ابراهيم بن اسحاق نهاوندى ( متوفى 286 / 899 ) مدعى نيابت امام دوازدهم در بغداد شد ( ( 11 ) ) . وى كتابى در باب غيبت نوشت كه ديدگاه غلات را منعكس مىكند . پس از آن نعمانى ( متوفى 360 / 970 ) اطلاعات نهاوندى را در كتاب معروف خود الغيبه ( ( 12 ) ) به صورت گستردهاى در آورد .
عبد الله بن جعفر حميرى ( متوفى بعد از 293 / 905 ) كتابى تحت عنوان الغيبه و الحيره نوشت . اهميت اثر او در اين نكته نهفته شده كه وى يكى از دستياران نزديك امام دهم و امام يازدهم بود و پس از آن كارگزار نواب اول و دوم ( سفير ) امام دوازدهم شد . متأسفانه اين اثر و نيز كتاب الامامة و التبصرة من الحيره ابن بابويه ( متوفى 329 / 940 ) از بين رفتهاند . در عين حال ، صدوق ( متوفى 382 / 991 ) ، فرزند وى و شيخ طوسى ( متوفى 460 / 1067 ) از اين آثار بهره وافى بردهاند .
كلينى ( متوفى 329 / 940 ) بخش عظيمى از كتاب كافى را تحت عنوان الحجة به مسأله غيبت اختصاص داده است . وى اين مطالعه را با تكيه بر اطلاعات مهمى در وضعيت كلى امامت بين سالهاى 329 - 260 / 940 - 874 با تأكيد خاص بر نقش سفراى امام در اين دوران انجام مىدهد . كلينى احاديثى منسوب به امامان را درباره غيبت امام دوازدهم ثبت مىكند . او اين اطلاعات را از نويسندگان قديمى واقفيه و اماميه همچون حسن بن محبوب ( متوفى 224 / 838 ) ، عبد الله بن يعقوب عصفرى ( متوفى 250 / 864 ) و حسن بن سماعه ( متوفى 263 / 877 ) روايت مىكند .
بعلاوه وكلاى امام دوازدهم مآخذ اصلى اطلاعات او در فعاليتهاى زير زمينى اماميه بودهاند .
3 - 1 - 2 . كتبى كه موضوع غيبت بعد از 329 / 941 نوشته شدهاند
رويداد غيبت كبرى در سال 329 / 941 غبارى از حيرت را در ميان اماميه بوجود آورد . بنابراين ، چندين اثر انشاء شد تا غيبت امام دوازدهم را توجيه نموده و به تبيين دلائل طولانى شدن آن بپردازد . پنج اثر اين دوره را مىتوان اساس عقايد بعدى اماميه در موضوع غيبت دانست . چون اين مآخذ اصلى بنحو گستردهاى در كتاب حاضر به كار مىرود ، ارزشيابى تفصيلى محتواى آن ارزشمند خواهد بود .