واقفيه را ارائه مىدهد ، گرچه ساير علماء مانند احمد بن على بن نوح ( متوفى پيش از 423 / 1031 ) و طوسى اطلاعات او را در حمايت از ديدگاه اماميه ( ( 2 ) ) به كار بردهاند .
2 . طائى طاطارى ، على بن حسن ، صحابى امام هفتم ، موسى كاظم ( ع ) ( شهادت 183 / 799 ) بود ، كه او را امام غائب ناميد . وى در دفاع از نظريه خود كتاب الغيبه را نوشت ، كه چهار چوب آثار بعدى نويسندگان واقفيه نظير ابن سماعه ( متوفى 263 / 877 ) در اين باب شد . ( ( 3 ) )
3 . حسن بن محمد بن سماعه ، كتابى در موضوع غيبت تنظيم كرد ، كه قدم جاى پاى معلم واقفى خود طائى طاطارى ( ( 4 ) ) نهاد . در عين حال ، آن دسته از علماى اماميه كه در دوران غيبت صغرى 329 - 260 / 1 - 940 - 874 مىزيستند ، نظير حسن صفار ( متوفى 292 / 904 ) و كلينى ( متوفى 329 / 940 ) اطلاعات او را به منظور جانبدارى از اين نظريه كه امام غائب ، هفتمين امام نبوده بلكه امام دوازدهم است ( ( 5 ) ) به كار بردهاند .
دوم - زيديه : ابو سعيد عباد بن يعقوب رواجينى عصفرى ( متوفى 250 / 864 ) يكى از علماى شيعه بود كه فرقه زيديه جاروديه را رهبرى مىكرد . وى كتابى از احاديث را گردآورى كرد و آن را كتاب ابو سعيد عصفرى عنوان نهاد . اهميت كتاب به اين نكته است كه نويسنده حديثى مربوط به غيبت را حد اقل ده سال پيش از رويداد آن ذكر مىكند . وى همچنين احاديث ديگرى را مىآورد كه بر تعداد امامان و ختم آن به امام دوازدهم اشاره دارد و او را قائم مىداند . با وجود اين ، بر عكس اماميه اسامى امامان دوازدهگانه را ذكر نمىكند .
اثر عصفرى با آثار سليم بن قيس ( متوفى 90 - 80 / 707 - 699 ) و حسن بن - محبوب سراد ( متوفى 244 / 838 ) را علماى اماميه مانند كلينى ( متوفى 329 / 941 ) ، نعمانى ( متوفى 360 / 970 ) و صدوق ( متوفى 380 / 991 ) براى اثبات وجود امام دوازدهم و آثار غيبت او در مقياس وسيعى استفاده كردهاند .
سوم - اماميه : 1 . على بن مهزيار اهوازى دستيار نزديك امام نهم بود . امام جواد او را بعنوان نماينده خود در اهواز منصوب كرد و در دوران امامت امام دهم هادى ( ع ) همچنان اين وظيفه را عهدهدار بود . وى دو كتاب با عناوين كتاب - الملاحم و كتاب القائم را نوشت ، كه هر دو غيبت امام و قيام او را با شمشير ( ( 6 ) ) مورد
تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 22
مساهمون: جاسم محمد حسين
ص٢٢