به امام دوازدهم مهدى و قائم اطلاق شده است ( ( 77 ) ) . وى نيز فقرهاى از زيارت امام دوازدهم را در دوران غيبت آن حضرت مىآورد كه به ابو جعفر ( متوفى 305 / 917 ) سفير دوم منسوب است . در اين فقره از زيارت ، امام دوازدهم به « الحجة القائم - المهدى » مورد خطاب قرار گرفتهاند ( ( 78 ) ) .
در پرتو اين نكات مىتوان نتيجه گرفت كه از زمان نخستين غيبت امام دوازدهم ، علماى اماميه حضرتش را قائم مهدى مىدانستند ، يعنى ، شخصيتى كه با شمشير قيام خواهد كرد . اين عقيدهاى بود كه تا زمان وقوع غيبت دوم يا غيبت كبراى آن حضرت تأييد مىشد .
6 . اثر غيبت كبرى بر موقعيت فقهاء اماميه
وقوع غيبت كبراى امام دوازدهم و در پى بىآن انحلال سريع سازمان وكالت اماميه پس از رحلت سمرى ، سفير چهارم آن حضرت در سال 329 / 941 ، خلئى جدى را در رهبرى اماميه بجاى گذاشت . اين وضعيت به فقهاى اماميه اجازه داد تا فعاليتهاى خود را گسترش دهند . آنان اجماعا به اين نتيجه رسيدند كه امام غائب ، بدون توجه به طول مدت غيبت ، تا زمان قيام مسلحانه زنده خواهد ماند . ديدگاه آنان بر مبناى اين حديث قرار داشت كه امام صادق ( ع ) به هوادار خود حازم بيان مىدارد :
اى حازم ، صاحب الامر ( قائم ) دو غيبت دارد و پس از دومى قيام خواهد كرد . هر كس نزد تو آيد و ادعا كند دست خود را بر خاك قبرش متبرك ساخته ( يعنى قبر قائم ) او را باور ندار ( ( 79 ) ) .
اما در واقع فقها خود را نيازمند به رهبرى مىديدند كه جماعت ايشان را از انشعاب و دستهبندى مصون دارد ، و هيچكس جز آنان نمىتوانست اين وظيفه را به انجام رساند . از ربع آخر قرن چهارم / دهم عامه اماميه سخنان فقها را همچون بيانات خود امام دوازدهم مىپذيرفتند ولى حوزه مسئوليت آنان را به اندازهء وظيفهء حضرتش نمىدانستند ( ( 80 ) ) . بعبارت ديگر فقها بعنوان سخنگويان ديدگاههاى امام در رابطه با آئين و قوانين اسلامى تلقى مىشدند ، لكن مسئوليت مقام امامت را حائز