تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
طولانى كند ؛ دريد قدرت اوست . . . و موجب شود تا پس از مدتى دوباره ظهور كند » ( ( 52 ) ) . به گفته نعمانى اكثر گروهها عقايد خود را دربارهء وجود و حيات امام غائب ترك گفتند . در حقيقت افرادى كه عقيده به امامت او را ادامه دادند اقليت كوچكى بودند از محافل راويان ، نظير ابن قبه و خود نعمانى ، كه اعتقاد خود را بر مبناى احاديث امامان قرار دادند ( ( 53 ) ) . بسيارى از علما در حيرت توده‌هاى اماميه در رابطه با غيبت كبراى امام شريكند . بنا به گفته ابن نديم ، ابو سهل اسماعيل بن على نوبختى نخستين كسى بود كه عقيده داشت ، امام دوازدهم در طول غيبت در گذشته و پسرش جانشين او شده و امامت در نسل او ادامه مىيابد تا خداوند حضرتش را زنده كند ( ( 54 ) ) . احتمالا نسبت دادن اين عبارت به ابو سهل درست است زيرا وى در دفاع و توجيه از غيبت امام در حدود سال 290 / 902 نوشته‌اى دارد كه انتظار غيبت را طولانىتر از دورهء زندگى يك انسان عادى ، نداشته است . وى در اين رابطه مىنگارد : تا زمان حاضر ، يكى از هواداران مورد اعتماد و پنهانى او ( امام دوازدهم ) ادعا مىكرده باب امام و واسطه فرامين و دستورات آن حضرت به پيروانش مىباشد . طول غيبت امام آنچنان زياد نيست كه جنبهء استثنائى داشته باشد و مدت آن از پنهان شدن كسانى كه قبل از او به غيبت رفته‌اند بيشتر شود ( ( 55 ) ) . محمد بن حسن بن احمد بن على صلت قمى از علماى ديگر اماميه بود كه با قطع ارتباطات مستقيم با امام دچار تزلزل شد . از اينرو به همراه يكى از فلاسفه از بخارا ، در حال شك و ترديد در وجود مبارك امام ، رفت ( ( 56 ) ) . اخبار چندى در مورد بيست سال پس از شروع غيبت كبرى ( در حدود سال 352 / 963 ) وجود دارد كه نشان مىدهد ، حيرت و نااميدى از بازگشت سريع امام دوازدهم ، ويژگى بارز در محافل اماميه بوده است . علاوه بر آن حملات شديد درباره غيبت امام دوازدهم از سوى معتزله همچون ابو القاسم بلخى ( ( 57 ) ) و زيديه همچون ابو زيد علوى ( ( 58 ) ) و صاحب بن عباد ( ( 59 ) ) اين حيرت را در ميان عامهء اماميه