« صاحب الامر ( قائم ) دو غيبت دارد ، كه يكى از آنها از ديگرى طولانىتر است . بالاخره عدهاى از مردم خواهند گفت ، او از دنيا رفته و عدهاى ديگر مىگويند به قتل رسيده است . تنها عده قليلى از پيروانش به حمايت از امامت او ادامه مىدهند و هيچكس جز خادمش از محل زندگى و امورات او با خبر نيست » ( ( 44 ) ) .
چنان كه ديديم ، گروهى از اماميه معتقد بودند كه امام يازدهم در سال 260 / 874 از دنيا نرفته ، بلكه ناپديد شده و بازخواهدگشت و شناخته خواهد شد .
ناپديد شدن او قبل از قيام وى بعنوان قائم بوده است ( ( 45 ) ) . به روايت نوبختى ( متوفى 310 / 922 ) اين گروه ادعاى خود را بر مبناى روايتى كه عامه آن را پذيرفته و بر اين اساس است كه قائم دو غيبت خواهد داشت ، قرار مىدهند ( ( 46 ) ) .
شيخ آقا بزرگ مىگويد ، اين احاديث در كتاب المشيخه نوشته حسن بن محبوب رزاد ( ( 47 ) ) و كتاب الغيبه تأليف فضل بن شاذان ( ( 48 ) ) ( متوفى 260 / 873 ) نقل شده ، اما اين آثار از بين رفتهاند . خوشبختانه ، كلينى ، كه در دوران غيبت صغرى مىزيسته اين احاديث را در كتاب كافى آورده است . شيخ صدوق بنابر يكى از اين احاديث مىگويد :
« امام قائم دو غيبت دارد ، يكى كوتاه و ديگرى طولانى ، در غيبت صغرى تنها هواداران صميمى او از محل وى اطلاع دارند ، درحالىكه در غيبت كبرى فقط وابستگان نزديك وى از جايگاه او آگاهند » ( ( 49 ) ) .
اين احاديث كه دو غيبت را براى امام دوازدهم پيشبينى مىكند و حسن - بن محبوب ، فضل بن شاذان و كلينى آنها را روايت كردهاند توسط راويان اماميه ابداع نشده آنچنان كه ساشدينا معتقد است . در مقابل ، اين احاديث دليل عمدهاى بر اين موضوع است كه چرا علماى اماميه همچون ابن قبه ( ( 50 ) ) و نعمانى مدعى شدند كه امام دوازدهم همان قائم مهدى است ، زيرا آنها را بر شرايط تاريخى كه با دوران امام دوازدهم از سال 260 / 874 تا قطع ارتباط مستقيم آن حضرت با پيروانش پس از رحلت چهارمين سفير در سال 329 / 941 همراه شد اعمال كردند . بنابراين نعمانى پس از نقل اين احاديث چنين مىگويد :
تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 220
مساهمون: جاسم محمد حسين
ص٢٢٠