بنا بر « ساخت سياستمداران » براى اهداف سياسى خويش ، نبوده است . در واقع ، هميشه عدهاى از مردم با انگيزههاى سياسى و دنيايى تحريك پذيرند ، همچون شلمغانى و ابو بكر بغدادى ، كه پيروانشان معتقد بودند آنان سفراى امام غائباند ، لكن اماميه كلا ادعاى آنان را مردود دانستند ( ( 39 ) ) .
تصميم وكلا به ختم فعاليتهايشان ، محدثين و روات اماميه را به اين عقيده رهنمون ساخت كه چون از جانب امام سفيرى منصوب نشده ، غيبت دوم كه آن را « دوران امتحان و حيرت » مىخواندند ، آغاز گرديده است . آنان نتيجهگيرى خود را با روايت احاديثى از امامان قبل كه حاكى از وقوع دو غيبت قائم ، قبل از قيام است تأييد مىكردند كه يكى از آن دو كوتاه و ديگرى طولانى است . شايد نعمانى نخستين عالمى باشد كه اين تفسير خاص را از احاديث موجود ، كرده است .
وى پس از نقل نه حديث كه دو نوع غيبت را پيشبينى مىكند و از امام صادق ( ع ) به نقل از نه نفر از صحابى آن حضرت روايت شده چنين مىگويد ( ( 40 ) ) :
« توثيق اين احاديث كه بيانگر وقوع دو غيبت امام قائم است ، به حمد لله باثبات رسيده و خداوند با انجام آن بر سخن امامان صحه گذاشت .
در مورد غيبت اول ، در طول آن سفيرانى بين امام و مردم وجود داشتند . سفيرانى كه از سوى امام منصوب شده بودند و فعاليتهاى خود را در ميان مردم در طول حيات خويش بانجام مىرساندند . . .
اين دوره ، غيبت صغرى است كه روزگار آن بسر آمده و دوران آن سپرى شده است .
غيبت دوم ، آن است كه در طول آن سفيران و واسطهها ديگر وجود ندارند كه خداوند هدفى داشته و در خلقت طرحريزى شده است . بعبارت ديگر ، در طول اين دوران ، ابتلا ، آزمايش ، امتحان ، غربال شدن ، و خالص گرديدن ، سرنوشت و بهرهء كسانى است كه ادعاى ( اماميه - بودن ) مىكنند ، چنان كه قرآن كريم بيان مىفرمايد : « خداوند هرگز مؤمنان را بدين حال ( كه مؤمن و منافق به يكديگر مشتبهاند ) وانگذارد
تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 218
مساهمون: جاسم محمد حسين
ص٢١٨