مشحون خواهد ساخت . به همين دليل ، شيعيان معتقدند كه آن حضرت هنوز زنده است ، لكن تا زمان قيام كه در آيندهاى نامعلوم صورت خواهد گرفت همچنان در پس پردهء غيبت بسر خواهند برد .
از نيمه اول قرن چهارم / دهم ، بسيارى از علماء ، غيبت آن حضرت را مطلقا از ديدگاه اعتقادى بررسى كردهاند ، در حالى كه به نظر مىرسد اين رويداد جنبه تاريخى نيز داشته باشد . با توجه به اينكه بخاطر ارتباط نزديك بين غيبت و امامت يا رهبرى توأم سياسى و دينى ، اين موضوع در مباحث كلامى شيعه جاى مىگيرد ، و بتدريج جنبههاى تاريخى آن ناديده انگاشته مىشود . از اينرو ، دانشمندان اخير همچون ايگناز گلدزيهر « 1 » ، مارگوليوث « 2 » ، اسناوك هورگرونج « 3 » و دارمستتر « 4 » بر آن تلاش دارند كه غيبت امام دوازدهم را بعنوان پديدهاى اعتقادى مطالعه كنند و بكوشند تا منشأهاى پيش از اسلام آن را دنبال نمايند .
تحقيق حاضر كوششى است تا زمينههاى تاريخى و محيطى غيبت امام دوازدهم را بررسى كند . آرزوى اماميه اين بوده تا قدرت سياسى را تحت زعامت امامى كه قائم بالسيف ( قيام با شمشير ) باشد بدست آورند . مطالعه حاضر مىكوشد تا نقش اين آمال را در غيبت آن حضرت بررسى كند و بعلاوه نشو و ارتقاء و تكوين نهاد مخفى امامت ( وكالت ) را ريشهيابى كرده و تأثير آن را در زمان غيبت صغراى امام دوازدهم بررسى نمايد .
بررسى مآخذ اصلى اين مطالعه بگونهاى كه ديدگاه هر يك را بتوان درك كرد ضرورى است و به همين نحو اطلاعاتى را كه هر يك بدست مىدهد مورد ارزشيابى قرار مىدهيم .
2 . بررسى مآخذ
1 - 2 . كتب در موضوع غيبت
در واقع در تاريخ امامت اين عقيده كهن وجود دارد كه امامى از نسل
هامش
( 1 ) .ignazGoldziher( 2 )margoliouth( 3 )snoukhurgronje( 4 )Darmesterer