عمل بپوشاند .
به گفتهء ابن حوقل ، شلمغانى با اسماعيل مهدى بيعت كرد ( ( 53 ) ) . البته ، ابن - حوقل تنها مورخى است كه به ذكر اين رويداد مىپردازد . وى از تاريخ انحراف شلمغانى و دليل اينكه چرا بعدا تعهدات اسماعيلى خود را ترك كرد ، ذكرى بميان نمىآورد . بسيار محتمل است كه وى از اسماعيليه برگشته و به حركت غلات پيوسته باشد ، زيرا در عقايد ايشان حلول خدا در انسان را بهترين ابزارى مىتوان يافت كه جاهطلبيهاى سياسى و اقتصادى خود را به مرحله عمل در آورد .
به اعتقاد شلمغانى ، در طول تاريخ ، خداوند در شكل بشر حلول مىكند .
بعبارت ديگر خدا نخست در جسم آدم حلول كرد . آنگاه در ابدان انبياء تجسم يافت . پس از پيامبر اسلام ، حضرت محمد ( ص ) در ابدان ائمه ( س ) مجسم شد تا زمان امام دوازدهم و سپس در جسم خود او ( شلمغانى ) حلول كرد . در همان حال خداوند دشمن خود ابليس را خلق كرد كه او نيز در انسانهاى شرور در سراسر تاريخ حلول مىكند و در تن آنها مجسم مىشود . به گفته شلمغانى ، هدف خداوند از حلول و تجسم ، اثبات وجود و تعالى خويش است ( ( 54 ) ) .
شلمغانى سازمان امامت را بلافاصله پس از انحرافش ترك ننمود و حلول خدا در جسم خود را اعلام نكرد . گزارشات متعدد حاكى از آن است كه وى از عنوان خود كه قائم مقامى سفير سوم ، ابن روح ، بود سوء استفاده مىكرد تا بتدريج وكلاى تحت پوشش خويش را به قبول تعاليم الحادى خود آموزش دهد . محمد بن همام وكيل روايت مىكند كه خود از شلمغانى شنيده است كه مىگفت « حقيقت ( خدا ) يكى است ، ولى اشكال گوناگون دارد ، روزى به رنگ سفيد در مىآيد ، ديگر روز سرخ و بالاخره آبى » . ابن همام مىگويد : « اين نخستين جملهاى بود كه موجب شد شلمغانى را رد كنم زيرا داراى آئين حلوليه بود » ( ( 55 ) ) . به روايت ديگر ، شلمغانى مىكوشيد تا برخى از وكلاى اماميه و خاندان ايشان ، بويژه وكلاى بسطام را به پذيرش آئين حلوليه و تناسخ ارواح متقاعد سازد .
پس از مدتى اعلام داشت كه روح پيامبر ( ص ) در جسم سفير دوم ، ابو جعفر ، روح على بن ابى طالب ( ع ) در جسم سفير سوم ، ابن روح ، و روح فاطمه زهرا ( س ) دختر پيامبر ( ص ) ، در جسم ام كلثوم ، دختر سفير دوم حلول كرده است . در همان
تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 201
مساهمون: جاسم محمد حسين
ص٢٠١