حضرتش نسبت به ادعاهاى شلمغانى فرستاد :
« . . . محمد بن على ، معروف به شلمغانى ، از كسانى است كه خداوند كيفر او را تعجيل كند و مهلتى به او عطا نفرمايد . او از اسلام منحرف شده و خود را از آن جدا ساخته است . وى از دين خدا مرتد شده و ادعاهايى مىكند كه دلالت بر انكار ذات خداوند متعال دارد .
دروغپردازى و دروغگويى مىكند . باطلها را بر زبان مىآورد و متخلف بزرگى است . آنان كه به خدا نسبتى باطل مىدهند در خطاى محض بوده و مسلما در خسراناند . در حقيقت برائت خود را در محضر خداوند متعال و پيامبر و خاندان گراميش صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين ( از هر گونه رابطهاى با شلمغانى ) اعلام مىداريم .
به او ( يعنى ، شلمغانى ) لعن مىفرستيم ، و لعنت دائم خداوند بر او باد ، در آشكار و نهان ، در هر زمان و مكان . و ( لعنت خداوندى ) بر موافقان و پيروان او باد ، و نيز بر آنان كه با شنيدن اين اعلام پيوند خود را با او ادامه دهند .
بنابراين به اطلاع آنان ( وكلاى اماميه ) برسان كه خود را از او حفاظت كرده و احتياط مىكنيم ، آنچنان كه در برابر پيشينيان او همچون شريعى ، نميرى ، هلالى ، بلالى و ديگران چنين كرديم و ديدگاه مشابهى داشتيم . راضى به سنن الهى هستيم . خداوند ما را در تمام امور كفايت مىكند و بهترين نگهبان است » ( ( 70 ) ) .
به روايت شيخ طوسى ، محمد بن همام وكيل اين توقيع را از ابن روح در زندان دريافت داشت . وى آن را شخصا در بين تمام وكلاى بغداد منتشر ساخت و براى وكلاى ديگر شهرها فرستاد تا در ميان عامهء اماميه شهرت يافت ( ( 71 ) ) .
به گفتهء ابن اثير ، ابن روح ادعاى شلمغانى را حتى براى عباسيان فاش ساخت .
در نتيجه در سال 313 / 925 خاقانى وزير كوشيد تا او را دستگير كند ( ( 72 ) ) ، كوششى كه منجر به دستگيرى و زندانى شدن بسيارى از افراد كه به وى گرايشى داشتند شد ( ( 73 ) ) . اما وى ناپديد شد و به موصل گريخت و در آنجا به نضر الدوله حسن بن -
تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 204
مساهمون: جاسم محمد حسين
ص٢٠٤