ثابت كرد ، ولى به آنها هشدار داد كه در كشف نام او اصرار نورزند . مقامات دولتى قانع شده بودند كه امام عسكرى ( ع ) بدون جانشين وفات كرده است ( ( 38 ) ) ، ولى اگر آنها نام و مكان آن حضرت را در مىيافتند ، به جستجوى او پرداخته و جان او و جان وكلاى او را بخطر مىانداختند ( ( 39 ) ) . ساير اخبار نيز حاكى از آن است كه سفير دوم به همين نحو به ديگر وكلا دستور مىداده است .
مطالعه دقيق فعاليتهاى وكلا نشان مىدهد كه سفير دوم تا سالهاى اوليه حكومت معتضد ( 289 - 278 / 901 - 891 ) در واقع مىكوشيد تا وجود مبارك امام غائب را از عباسيان محفوظ دارد . شايد اين امر بخاطر دستورات خردمندانهاى باشد كه ابو جعفر به وكلاى خود صادر كرده بود . وى به وكلا دستور داده بود فعاليتهاى خود را بعنوان تقيه مخفى دارند . او همچون پدرش خود را به صورت روغن فروش در مىآورد ، لذا لقب سمان يافته بود ( ( 40 ) ) .
وى در ملاقاتهاى مخفى با بعضى از وكلاى خود اسامى مستعارى به كار مىبرد . به گفته كشى نام ابو جعفر ، محمد بن حفص عمرى بوده ( ( 41 ) ) ، لكن اسم واقعى او محمد بن عثمان سعيد مىباشد و احتمالا اسم اول ، نام مستعار اوست . بعلاوه مطالعهاى بر اسناد احاديث نبوى و گفتارهاى ائمه ( ع ) نشان مىدهد كه نام او بعنوان راوى مطرح نيست ، درحالىكه اكثر توقيعات منسوب به امام يازدهم و دوازدهم در مسائل فقهى به اسناد از طريق ابو جعفر روايت شده است ( ( 42 ) ) . اين موضوع نشانگر آن است كه وى نمىخواسته خود را در بحثهاى آزاد موضوعات مذهبى دخالت دهد تا آنكه بتواند موقعيت واقعى خود را در بين اماميه از حكومت پنهان داشته و ارتباطات بين امام غائب و پيروانش به دور از دخالت مقامات دولتى ، آزاد باشد .
2 - 2 . وكلاى سفير دوم در بغداد
پيش از اين بيان شد كه سفير اول در بغداد ، سه وكيل داشت . اين سه نفر عبارت بودند از : احمد بن اسحاق ، محمد بن احمد قطان ، و حاجز و شاء . به نظر مىرسد كه مسئوليت ابو جعفر ، سفير دوم ، از سفير اول بيشتر بوده است ، زيرا به گفته شيخ طوسى ده نفر تحت نظر او در بغداد فعاليت داشتند تا امور سازمان را اداره كنند . در ميان آنها حسين بن روح نوبختى بود كه بعدا سومين سفير شد ( ( 43 ) ) .