شكآورترين نكته در بخش آخر روايت ملاحظه مىشود .
اولا پس از سال 242 / 856 جنگ عمدهاى بين عباسيان و روميان وجود نداشته و هيچ دليلى هم در مآخذ ديده نمىشود كه امپراطور روم از عباسيان تقاضاى آزادى نوادهء دخترى خود را كرده باشد ( ( 57 ) ) .
ثانيا ، نويسندگان متقدم امامى بويژه قمى ، نوبختى ، كلينى و مسعودى كه معاصر شيبانى ( راوى حديث ) بودهاند در آثار خود به اين روايت رجوع نكردهاند .
بعلاوه كشى كه از ياران شيبانى است و نجاشى و ابن داود از علماى بعدى مدعى هستند كه وى از غلات بوده است ( ( 58 ) ) .
ثالثا ، كلينى مىگويد كه مادر قائم كنيزى از نويه ، استان شمالى سودان بوده است ( ( 59 ) ) . بعلاوه نعمانى و صدوق احاديث ديگرى را روايت مىكنند كه حاكى از آن است كه مادر قائم كنيزى سياه بوده است ( ( 60 ) ) . امكان دارد علت آنكه متأخرين اماميه اين روايات را ناديده انگاشته و روايت شيبانى را موثق پنداشتهاند آن باشد كه روايت مذكور مادر امام قائم را از نسلى شريف و طبقه ممتاز اجتماعى مىداند .
بويژه وجود رابطهاى بين امام دوازدهم ، قائم ( ع ) ، و عيسى ( ع ) در اين حديث آنها را مجذوب كرده است . زيرا احاديث نبوى حكايت از آن دارد كه هر دو با هم قيام كرده و دنيا را از شر ظلم و جور رهايى مىبخشند ( ( 61 ) ) .
با ملاحظه اين سه نكته روايت محمد بن بحر شيبانى را مىتوان رد كرد ، با وجود آنكه طوسى و ابن رستم طبرى آن را موثق مىدانند ( ( 62 ) ) .
احتمالا شيخ مفيد خبر صحيحى از منشأ مادر امام قائم ارائه داده باشد . وى مىگويد : آن بانو كنيزى بود كه در خانه حكيمه ، خواهر امام دهم ، بزرگ شد .
بنا به گفته او چون امام سيماى او را ديد پيشبينى كرد كه از وى فرزندى با عنايت خاص الهى به دنيا خواهد آمد ( ( 63 ) ) . طبق نظر صدوق وى قبل از رحلت شوهرش امام عسكرى ( ع ) به سال 260 / 874 ، در گذشته است ( ( 64 ) ) . ولى بنا به روايت نجاشى پس از اين سال نيز در قيد حيات بوده و در خانه محمد بن على بن حمزه ، از دستياران نزديك همسرش امام عسكرى ( ع ) پنهان شده است ( ( 65 ) ) .
2 - 2 . ميلاد امام دوازدهم
چون امام يازدهم بىآنكه آشكارا پسرش را معرفى كند از دنيا رفت ، اكثر