ساخت . به همين نحو در مورد جعفر بن على ، خداوند امامت را به امام عسكرى ( ع ) سپرده بود ، ولى پس از آن اين حقيقت را روشن كرد كه امامت نبايد به نسل امام عسكرى ( ع ) برسد . بنابراين اراده پروردگار عالم بر اين تعلق گرفت كه پس از رحلت امام عسكرى امامت به جعفر منتقل شود . اين فرقه نيز همچون پيش براى تأييد عقايد و ديدگاههاى خود استدلال فتحيه را به كار مىبردند .
احتمالا فرقه مذكور در بين كلاميون ، بويژه در كوفه از فرقه اول معروفتر بودند . رهبر آنان يكى از كلاميون كوفى معروف به على بن طحى يا طلحى خزاز بود ، كه در بين بقاياى فتحيه بخاطر مهارت وى در مجادلات كلامى شهرت داشت . او از امامت جعفر حمايت كرد و مردم را به جانبدارى از او تحريض كرد . وى در تبليغات خود از جانب خواهر فارس بن حاتم بن ماهويه قزوينى حمايت مىشد ، گرچه اين زن امامت حضرت عسكرى ( ع ) را منكر شده و مدعى بود كه امامت از جانب امام هادى ( ع ) به جعفر انتقال يافته است ( ( 23 ) ) . احتمالا وى اين ادعا را بخاطر قتل برادرش ، فارس بن حاتم ، به دستور امام عسكرى ( ع ) كرده است ( ( 24 ) ) . و نيز امكان دارد كه خاندان علمى بنو فضال ، از حاميان فعال فتحيه و بويژه احمد بن حسن بن على بن محمد بن فضال كه به سال 260 / 874 در گذشت و برادرش على ، آئين اين فرقه را پذيرفته باشند .
3 . اعضاء اين فرقه مدعى بودند كه امامت جعفر از جانب پدرش تعيين شده بود . آنان آئين خود را بر مبناى حديثى منسوب به امام جعفر صادق ( ع ) بنيان مىنهند كه بر طبق آن پس از امام حسن ( ع ) و امام حسين ( ع ) امامت به دو برادر منتقل نمىشود ( ( 25 ) ) . محمد ، پسر ارشد امام على هادى ( ع ) ، در حيات پدر رخت از جهان فرو بست و چون امامت پس از پدر به پسرى كه زنده مىماند تعلق مىگيرد بنابراين به محمد منتقل نشده است . احتمال دارد اينان امامت حضرت عسكرى ( ع ) را بخاطر آنكه پس از ارتحال پدر زنده بود ، پذيرفته باشند ، ولى امامت آن حضرت را پس از رحلتش رد مىكنند ، زيرا وى بدون آنكه آشكارا پسرى را به جانشينى معرفى كند در گذشته است . البته اين مطلب كه امام تا جانشين شناختهشدهاى را آشكارا معرفى نكند و از خود به جاى نگذارد و او را منصوب نكرده و امامت را به وى نسپارد از دنيا نمىرود در نظر آنان از اهميت شايانى
تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم ( عج ) ( فارسي ) — صفحة 106
مساهمون: جاسم محمد حسين
ص١٠٦