حنين از كتب مبسوط ابقراط و جالينوس مختصراتى نگاشته است ، و نيز كتابهاى جالينوس را به پيروى از دانشمندان مدرسهء اسكندريه به شكل پرسش و پاسخ درآورده ، و به خوبى از عهدهء اين كار برآمده است .
و از جملهء تأليفات حنين كتاب : « صناعة المنطق » مىباشد ، اين كتاب بواسطهء حسن تقسيم و نظم و ترتيب آن در باب خود نخستين كتاب در علم منطق مىباشد ، و نيز كتاب مهمى دارد دربارهء « اغذية » و نيز كتاب درباره « دورهء نقاهت بيماران و ترتيب داروهاى مسهله ، و ترتيب اغذيه ايشان تا رسيدن به تندرستى كامل » و پيش از حنين كسى چنين كتابى تأليف نكرده است . و نيز « كناشى » دارد كه آن را از اختصار :
كتاب « بولش » 7 بوجود آورده است .
حنين تأليفات بسيارى دارد ، اگر سخن بدرازا نمىكشيد فهرست كامل كتابهاى او را مىنگاشتم .
از حنين دو پسر برجاى ماند بنام : داود 8 و اسحاق ، اسحاق 9 بجاى پدر به كار ترجمهء كتب يونانى به عربى پرداخت ، و به خوبى از عهدهء اين كار برآمد ، اما وى به فلسفه علاقه بيشترى داشت ، و به همين جهت كتاب « النفس » 10 فيلسوف ارسطاطاليس را در هفت مقاله از روى نسخهء تفسير ثامسطيوس 11 به زبان عربى ترجمه كرد . و برادرش داود به كار طبابت پرداخت . 12
حنين در مدت يك شبانهروز از شدت اندوه درگذشت و اين واقعه داستانى شنيدنى دارد ، و آن چنين بوده است :
يكى از وزيران امير المؤمنين الحكم المستنصر باللّه 13 مرا روايت كرد ، و گفت من در خدمت امير المؤمنين المستنصر باللّه ( رضى إله عنه ) بودم ، از هر درى سخن مىرفت ، امير المؤمنين گفت : آيا مىدانيد مرگ حنين بن اسحاق چگونه رخ داده است ؟ ما گفتيم نه نمىدانيم اى خليفه ، گفت : يك روز المتوكل على اللّه بيرون آمد و خمار ميگسارى بر او چيره گرديده بود ، در جايى بهنشست ، آفتاب بر او پرتو افكند طيفورى 14 نصرانى كاتب ، و حنين بن اسحاق هر دو تن در آنجا حضور داشتند ، طيفورى روى به متوكل كرده و گفت : اى خليفه آفتاب مر خمار را زيان مىرساند متوكل روى بحنين كرده و به او گفت : اى حنين تو دربارهء اين سخن كه طيفورى گفت چه مىگويى ؟ حنين بن اسحاق گفت : اى امير المؤمنين ؟ آفتاب هرگز خمار را زيان
طبقات الأطباء والحكماء ( فارسى ) — صفحة 143
مساهمون: سليمان بن حسان الأندلسي ( ابن جلجل )
ص١٤٣