شرح
ابن ابى اصيبعه در اين موضوع بحث كرده است ( 1 : 71 - 76 ) وى اقوال و گفتار مؤرخين پيش از خود را در اين مورد روايت كرده است
( 13 ) - مراد حضرت مسيح است .
( 14 ) - در العيون 1 : 82 : « اكنتبان » و در الاخبار تنها كلمهء « قيصر » را دارد و ( اكتنبان ) را ندارد ، و در العيون 1 : 73 در سال چهل و سوم از سلطنت امپراطور اغسطوس قيصر متولد گرديده است و مدت فرمانروائى وى پنجاه و شش سال و شش ماه بوده است
و مقصود از اكتبيان امپراطور اكتافيوس( Octavius )مىباشد كه نام اصلى امپراطور اغسطوس بوده پيش از آنك بر تخت امپراطورى نشيند ، .
( 15 ) - در العيون 1 : 82 : « سلطانيه » ، و اين عبارت در الاخبار 123 : « و اين شهر در آن روز سلطانيه . . . » آنچه كه ابن جلجل نوشته صواب است زيرا سكنهء قدماى صقليه را : سكانيون( Sicani )مىناميدهاند .
( 16 ) - اين عبارت در مختصر الدول ص 127 و نيز در العيون 1 : 82 و در همين صفحه نقلا از مسعودى در كتاب مسالك الممالك چنين است :
« جالينوس در شهر فرما - كه شهرى است بر كرانه درياچهء تنيس در حدود مصر بدرود زندگانى گفته است . و در النزهة ورق 192 : « جالينوس در شهرى كه فرما نام دارد و بر كرانه درياى سبز ( كذا ؟ ) در مرزهاى مصر واقع است بدرود زندگانى گفته است
( 17 ) - در الاخبار 123 و در مختصر الدول 123 نيز چنين است ،
اما در العيون 1 : 75 - 76 نقلا از اسحاق بن حنين مىگويد : « جالينوس هشتاد و هفت سال بزيست » ، همين مطلب نيز در الاخبار آمده است ص 127 ، و در النزهة ورق 194 .
( 18 ) - شرح كتابهاى شانزدهگانه جالينوس و فهرست كليهء تأليفات او و نامهاى مترجمين ، شارحين و جامعين آنها در كتابهاى زير آمده است : الفهرست 290 - 291 ، الاخبار 129 - 132 العيون 1 : 90 - 103 ، اليعقوبى 92 - 95 ، اين شانزده كتاب را بايد دانشجويان علم پزشكى به ترتيب يكى پس از ديگرى درس بخوانند ، اسامى اين شانزده كتاب در مراجع مذكوره فوقا - يكسان ذكر شده است ، اما ابن جلجل در اينجا در ذكر نام دوازده كتاب با مراجع مذكوره مطابقت دارد و در نام چهارتاى آنها با ايشان اختلاف دارد و چهار كتاب عبارت مىباشند از : چهارم ، پنجم ، يازدهم و پانزدهم و بجاى نامهاى آنها كه ابن ابى اصيبعه و ابن النديم و قفطى گفته : نامهاى ديگرى گفته است بدين تفصيل : الصناعة الصغيرة المقالات الخمس فى التشريح ، النبض الكبير ، تدبير الاصحاء
اين شانزده كتاب را « جوامع جالينوس » نيز مىگويند ، و چنان كه دكتر مايرهوف مىگويد در مصادر يونانى نامى ازين جوامع ذكر نشده است مگر عناوين آنها كه ( ر . فون . تيپلى .R . Von , Taeply) اسامى يونانى آنها را در كتاب خود موسوم به : « مطالعاتى در تاريخ