مىگفت من مردى هستم از مردم شهر حلب ، جالينوس را ديدهام و او همهء علوم خود را به من آموخته است ، اينك اين دارو براى كرم دندان نافع است ، و آن مرد نابكار گلولههائى از قار و قطران با خود همراه داشت آنها را بر انگشت سرخ شده مىافكند و دهان كسى را كه دندان كرم خورده داشت بر روى آتش دود مىداد و بخور مىكرد ، دودى كه از روى آتش برمىخاست آن مرد را ناگزير مىكرد كه چشمان خود را به ببندد در اين هنگام آن نابكار كرمى را كه در حقه آماده همراه داشت بتردستى در دهن آن مرد مىافكند سپس آن كرم را بيرون آورده و به او نشان مىداد ، مردم كه اين كار او را ديدند بر پيرامونش گرد آمده و هرچه از خواسته با خود داشتند به او دادند ، و كار گستاخى اين مرد تا بدانجا رسيد رگ رانه بر مفصل قطع كرد . و من چون چنين ديدم ، خويشتن را بمردم بشناساندم و گفتم من جالينوسام ، و اين مرد ديوانه و دروغگو و گناهكار است ، و مردم را از او بترسانيدم ، و فرمانرواى شهر رم را برانگيختم تا او را دستگير و كيفر كرده و به نابكارى او پايان داد .
ازاينرو جالينوس كتابى درباره : « اصحاب الحيل » ( فريبكاران ) تأليف كرده است .
جالينوس خود در كتاب : « قاطاجانس » 46 مىگويد : « در يكى از پرستشگاههاى ( هياكل ) شهر رومية ( رم ) كه در نوبت كشيك پيشواى كهنسال هيكل را به بيمارستانى تبديل كرده بودند ، و مجروحين جنگ را در آنجا معالجه مىكردند ، بيماران زخمى را كه من معالجه كردم همگى پيش از بيماران ديگر پزشكان بهبودى يافتند » ، و بدينطريق مقام ارجمند فضل و دانش و حذاقت او در علم طب آشكارا گرديد ، وى در هر چيز و هر كار تحقيقات و مشاهدات شخصى خود را بر علوم تقليدى و مسموعات مقدم مىداشت .
او شخصا به قبرس شتافت تا كان خلقطارى 47 را بازديد كند ، و نيز به جزيرهء كيوش 48 رفت تا ريزش طين المختوم 49 را در معدنش به بيند ، اين كارها را بشخصه انجام داد ، و اشتباهات ديگران را درين مورد تصحيح نمود .
و چنان كه جالينوس در شرححال خود گفته در زمان او كسى باندازهء وى بكتاب خواندن عادة نداشت ، چنان كه بر خويشتن لازم شمرده بود كه هر روز يك جزوه از حكمت را بخواند ، و شبانگاه به نزد استادان مىشتافت ، و آنچه خوانده بود
طبقات الأطباء والحكماء ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: سليمان بن حسان الأندلسي ( ابن جلجل )
ص١٠٩