شرح
( 3 ) - در الاخبار - ج - 1 - ص 197 : « كان سقراط يعرف بسقراط الحب » و ( حب ) يا ( دن ) يا ( خاييه - كه فارسى معرب است ) . و در العيون - ج - 1 - ص 44 - 43 : « كان سقراط يأوى . . . الى زير مكسور يستكن فيه من البرد ، و اذا طلعت الشمس خرج منه فجلس عليه يستدفىء بالشمس ، و لاجل ذلك سمى سقراط الحب » ( سقراط در خابيهء شكستهء مسكن مىگزيد تا خويشتن را از سرما برهاند ، و چون خورشيد مىدميد از خابيه بيرون مىآمد و بر روى آن مىنشست تا در آفتاب گرم شود ، ازين روى ويرا : « سقراط الحب » ناميدهاند ) و در ( النزهة ) نيز همين عبارت آمده است ورق ( 61 ) .
( 4 ) - اين گفتگو كه ميان پادشاه و سقراط بوده است در الاخبار نيز آمده ، اما در العيون و النزهة داستان « دن » يا « الزير المكسور » را بيان نموده ، آنگاه گفتگوى ديگرى كه ميان سقراط و پادشاه واقع شده است ذكر مىكنند ، اين گفتگوى اخير معروف است كه ميان « ديوجانس كلبى » و يكى از پادشاهان بوده ، و اين ديوجانس مشهور به نشستن در دن يا زير شكسته مىباشد و ( اين داستان در ترجمهء احوال ديوجانس كلبى در النزهة ورق 121 ) آمده است . و مؤلف در اينجا افزوده است پادشاه كه با ديوجانس گفتگو كرد نامش اسكندر بوده . و اين غير از اسكندر مشهور شاگرد ارسطو مىباشد .
( 5 ) - در آن اعصار عامهء يونانيان مذهب صائبه داشته ، ستارگان را تقديس و بزرگ مىداشتند ، يونانيان غير از ستارگان خدايان بسيارى را مىپرستيدهاند ، و خدايان خود را بر چهرههاى انسانى پنداشته و برخى را منبع عادات و اوصاف رذيله و جمعى را سرچشمهء ملكات فاضله مىدانستهاند ( مختصر الدول ص 95 )