مىكردند و هيچ چيز به فقراى مسلمين نمىدادند .
( 1 )
خطبهء امام در توحيد
اين خطبه يكى از عالىترين خطبههاى ائمّهء اهل بيت عليهم السلام است و از جمله خطبههاى شگفتى است كه از آنها در بارهء توحيد نقل شده است . و اگر امام رضا عليه السلام را غير از اين خطبه ميراثى نبود ، همان براى دليل بر امامت او كافى بود ، و بلاغت آن در مرتبهء بالايى از علم و فضل است كه كسى جز ائمّه سلام اللّه عليهم اجمعين به آن نمىرسد .
نظر به اهميت بليغ اين خطبه ، مرحوم مغفور يحيى بن محمد اقدام به شرح آن نموده و در مقدّمهء آن گفته است : « اين خطبهء معروفهء وارده در توحيد متعلّق به جناب حضرت مقدس و ساحت مطهّر هشتمين از امامان دين امام بشر على ابن موسى الرضا - عليه التحية و الثناء - است . چون دريايى عميق بود محتوى بر فوايد و معارف جامعه از فنون علم و اقسام معرفت كه جمع نشده جز در آن . . . الى آخر . »
اما سبب انشاى امام اين خطبه را آن بود كه مأمون چون خواست امام را وليعهد كند ، بنى هاشم - كه بنى عباس بودند - به او حسد ورزيدند و به مأمون گفتند : آيا مرد نادانى را كه بصيرت به تدبير خلافت ندارد وليعهد مىكنى ؟ كسى را به نزد او بفرست و از او بخواه كه به اينجا بيايد تا نادانى او بر تو مسلّم شود .
پس مأمون كسى را به نزد امام فرستاد و او را احضار كرد . چون امام به آنجا رسيد بنى هاشم به او گفتند : اى ابو الحسن ، برو به منبر و براى ما خدا را توصيف كن تا او را عبادت كنيم .
پس امام به منبر صعود كرد و مدتى نشست و تكلّم نكرد ، سپس به خود لرزيد و راست ايستاد ، آنگاه حمد و ثناى خدا را به جا آورد و بر محمّد و آلش