دلهاى مخالفان مانند سنگ است و نمىتوان آن را نرم كرد ) ، پس چه بهتر كه به غصه بازگردم و دم فرو بندم .
كسى كه عارف است منتفع نمىشود و دشمن دنبال آرزوها و شهوات خويش است ، گويا تو را استخوانهاى سينه به تنگ آمده و تحمل آن چيزى را كه برداشته ندارد كه به سختى اشك مىريزد . ( كنايه از شدت انقباض است . )
( 1 ) اين قصيدهء عصماء در اينجا خاتمه پيدا كرد ، زيرا امام از آن خشنود بود و براى دعبل دعا كرد كه خدا او را از ترس روز فزع اكبر نجات دهد .
امام شديدا تحت تأثير اشعار جانسوزى كه دعبل در عزاى امام حسين عليه السلام سروده بود قرار گرفت و زار زار گريست و بيش از يك بار غش كرد ، زيرا مصيبت كربلا قلب او را آب مىكرد ، و مىفرمود : فاجعهء كربلا خواب را از چشم ما گرفته و اشك را از چشم ما روان ساخته و عزيز ما را خوار كرده است . اى زمين كربلا ، تا روز قيامت براى ما غم و غصه آوردى ، پس بايد گريه كنندگان براى حسين گريه كنند ، كه گريه بر او گناهان بزرگ را محو مىكند . « 1 »
چون ماه محرّم فرا مىرسيد ، حزن و اندوه امام زياد مىشد و مىفرمود :
پدرم صلوات اللّه عليه وقتى ماه محرّم مىشد كسى او را خندهرو نمىديد و غم و غصه بر او غلبه مىكرد تا ده روز از محرّم مىگذشت ، چون روز دهم مىشد آن روز ، روز مصيبت و روز ماتم و گريهء او بود و مىفرمود : « اين روزى است كه در آن حسين كشته شد . » « 2 »
و او عليه السلام مىفرمود : محرّم ماهى است كه اهل جاهليت جنگ را در آن حرام كرده بودند ، اما خون ما را در آن ماه حلال دانستند و حرمت ما را در
هامش
( 1 ) انوار النعمانيه ، ج 3 ، ص 238 .
( 2 ) همان مأخذ .