تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
آن ماه شكستند و فرزندان و زنان ما را به اسارت بردند و خيام ما را آتش زدند و آنچه اثاث داشتيم به غارت بردند و حرمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را در بارهء كار ما مراعات نكردند . « 1 » ( 1 ) ريان بن شبيب روايت مىكند كه در اول ماه محرّم بر امام رضا عليه السلام وارد شدم ، به من فرمود : اى پسر شبيب ، آيا روزه‌اى ؟ گفتم : نه . و امام شروع كرد حرمت آن روز را براى من گفتن ، و فرمود : اين آن روزى است كه زكريا به درگاه خداى عزّ و جل دعا كرد و گفت : « پروردگارا ، از جانب خودت فرزند پاكيزه‌اى به من عطا كن ، كه تو شنوندهء دعايى . » پس خدا دعايش را مستجاب كرد و به ملائكه دستور داد تا زكريا را صدا زنند ، و او در محراب ايستاده بود و نماز مىخواند . آنها گفتند : « خدا تو را به يحيى بشارت مىدهد . » پس هر كس كه امروز روزه بگيرد سپس خداى عزّ و جل را بخواند ، خداوند دعاى او را مستجاب كند همان گونه كه دعاى زكريا را مستجاب كرد . اى ابن شبيب ، محرّم ماهى است كه در آن اهل جاهليت - همان گونه كه گذشت - ظلم و جنگ را حرام مىدانستند براى احترام آن ماه ، اما اين امّت نه حرمت اين ماه را شناختند و نه حرمت پيغمبر را ، و در اين ماه ذرّيهء او را كشتند و زنانش را اسير كردند و اموالش را ربودند ، پس خدا هرگز آنها را نيامرزد . اى ابن شبيب ، اگر مىخواهى گريه كنى براى چيزى ، پس براى حسين بن على بن ابى طالب گريه كن كه او را مانند گوسفند ذبح كردند ، و با او هجده نفر از اهل بيتش بودند كه در روى زمين نظير نداشتند ، و آسمانهاى هفتگانه و زمين بر كشتهء او گريست ، و براى يارى او چهار هزار ملائكه فرود آمدند كه او
هامش
( 1 ) همان مأخذ .
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 524 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد محمد صالحى