امر خطير گرداند ؟
( 1 ) بعد از اين مأمون اضافه مىكند كه رشيد به او در بارهء آنچه كه در كتاب دولت يافته است گفته كه پايان دولت عباسى بعد از پادشاه هفتم از بنى عباس خواهد بود و بعد از آن حكام عباسى حكومت نخواهند كرد .
اما رشيد اشتباه كرد زيرا حكومت عباسيان بعد از هفتمين حاكم آنها نيز ادامه يافت و پايان آن به دست هلاكوخان مغول بود كه سر عباسيان را درو كرد و ملك و سلطنتشان را نابود نمود . و قسمت ديگرى از اين نامه را مىشنويم :
« من با على بن موسى الرضا بيعت كردم زيرا او خودش شايستهء خلافت بود و به اين دليل او را برگزيدم . من اين كار را كردم زيرا خواستم خون شما را حفظ كنم و با ادامهء دوستى بين ما و آنها ، از شما دفاع نمايم . من اين راه را به منظور اكرام به خاندان ابو طالب و كمك به آنها با كمى فىء كه به آنها داده شود برگزيدم . »
مأمون گفت كه بيعت او با امام رضا عليه السلام به خاطر منافع عباسيان بوده و در اين بيعت خون آنها حفظ شده است . شايد علت آن ، انفجار شهرها با شورشهاى مداوم بوده كه آنها صدا مىزدند : « الرضا من آل محمد ( ص ) » ، تا شايد او عدالت سياسى و اجتماعى را در سراسر مملكت برقرار سازد ، و زمانى كه امام رضا عليه السلام آمد و او را به ولايتعهدى منصوب كردند اين شورشها خاموش شد ، در حالى كه اگر ادامه پيدا مىكرد ، مىتوانست حكومت عباسيان را نابود كند و به خلافت آنان پايان دهد .
( 2 ) حالا اجازه دهيد به قسمت ديگرى از اين نامه برگرديم كه در آن مأمون مىگويد :
« و اگر شما مدعى هستيد كه من قصد دارم به آنها ( يعنى علويان ) عاقبت و منفعت را واگذار كنم ، پس مطمئن باشيد كه من هميشه به ياد شما و اولاد شما و فرزندان بعد از شما بودهام ، در حالى كه شما هميشه بىتوجه و بىاعتنا ، در
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 496
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٤٩٦