تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
وادى حيرت سرگردان بوده‌ايد و نمىدانيد چه براى شما مىخواهند و چه نقمتى بر سرتان سايه افكنده و نعمت را از شما گرفته است . شما به اين قانع هستيد كه شام شود و سوار باشيد و صبح شود و خمار باشيد . شما با گناه ، خود را تباه كرده‌ايد و به آن شادمانيد . خداى شما بربط ( عود ) است . شما زن صفت و احمق‌ايد . هيچ يك از شما به فكر اصلاح زندگى نيست و نه براى ادامهء نعمت و حفظ كرامت و نه براى به دست آوردن كارى نيك كه بتواند به وسيلهء آن سرفراز باشد در روزى كه مال و فرزند سود ندهد مگر كسى كه قلبى آرام داشته باشد . ( 1 ) شما نماز را ضايع كرديد و از شهوات پيروى نموديد و در لذت فرو رفتيد ، بنا بر اين به هلاكت مىرسيد . به خدا قسم ، هر چه در بارهء شما فكر مىكنم نمىيابم امّتى از امّتها را كه استحقاق عذاب داشته باشند تا اينكه بر آنها عيبى از عيوب وارد شده است كه عينا آن عيب و نقص بر شما وارد شده است با عيبهاى زياد . گمان نمىكنم ابليس به آن راه پيدا كرده باشد و به مردم دستور داده باشد كه اين كار را بكنند . خداى متعال در كتاب عزيزش خبر داده است از قوم صالح كه در بين آنها نه گروه بودند كه در زمين فساد مىكردند ، با وجود اين شما باطنا و ظاهرا به عنوان استخفاف به معاد و كمى يقين به حساب ، از آنها پيروى كرديد . كدام يك از شما عقيده‌اى دارد كه بشود از آن پيروى كرد يا انعكاس مفيدى داشته باشد ؟ رويتان زشت و خاك بر گونه‌تان باد ! » مأمون قبيلهء خود را با زشت‌ترين صفات توصيف كرده كه به آن توصيف نمىشوند مگر پست‌ترين افراد بشر و منحرفين منطقه . او متصوّر كرده آنها را با تصويرى كه نفس از آن تنفّر دارد و كم احساس‌ترين افراد از آن روىگردان است . ( 2 ) حالا بگذاريد قسمت ديگرى از اين نامه را بشنويم : « اما آنچه شما در بارهء خطا نسبت به ابو الحسن - كه خدا روى او را نورانى